خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صدق و پارادکس دروغگو
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صدق و پارادکس دروغگو قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقدمه نویسنده
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقدمه نویسنده قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
56دقیقه
50ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی منتقدانه به زندگی، تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی فریدون آدمیت :

اشاره

تاریخ، آمیزه ای از افکار، عقاید و آداب و رسوم در گستره زمان است و بیان واقعیات آن به واقع نگری و روشن بینی نیاز دارد. پرداختن به مقطعی از تاریخ بدون درک و شناخت واقعیات حاکم بر آن، کاری به دور از شیوه تحقیق و پرداختن به واقعیت و تحلیل آن، همراه با دخالت حبّ و بغض ها، شیوه ای کم اثر است. تحلیل تاریخ صد ساله ایران از این روش ها به دور نمانده، و این خط در منابع تاریخ نگاری معاصر ایران قابل مشاهده است. در این فضای مشوّش و مه آلود تاریخ نگاری، شناخت و تفکیک واقعیت ها از بافته ها و گرته برداری ها، امری دشوار و در عین حال ضرورت دارد.

فریدون آدمیت، یکی از نویسندگانی است که در عرصه تاریخ معاصر کتاب های متعدّدی نگاشته است. شیوه تاریخ نگاری، اندیشه سیاسی و تحلیل آدمیت از نهضت های معاصر به ویژه مشروطیت، از نکاتی است که نمی توان از آن به راحتی گذشت. در این نوشتار کوشش شده است برخی از این فضاها به صورت مختصر بررسی شود.

أ. نگاهی گذرا به زندگانی فریدون آدمیت

فریدون آدمیت؛ پسر عباسقلی خان قزوینی(۱) در سال ۱۲۹۹شمسی متولّد شد. وی، تحصیلات ابتدایی را محصل دارالفنون بود و در سال ۱۳۱۸ کلاس پنجم را به اتمام رسانده، سه ماه بعد در آزمون نهایی، مدرسه متوسطه را پشت سر گذاشت؛ پس از آن به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافته، در سال ۱۳۲۱ فارغ التحصیل شد. پایان نامه اش را درباره زندگی و اقدام های سیاسی میرزا تقی خان امیرکبیر نوشت که دو سال بعد با عنوان امیرکبیر و ایران با مقدّمه استادش محمود محمود به چاپ رسید.

آدمیت در حالی که دانشجوی دانشکده حقوق بود، در سال ۱۳۱۹ به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و سمت هایی را در آن وزارت خانه در دوران رضاخان و نیز در دوران سلطنت محمّدرضا شاه بر عهده گرفت. برخی از این سمت ها عبارتند از: دبیر دوم سفارت ایران در لندن، معاونت اداره اطّلاعات و مطبوعات، معاونت اداره کارگزینی، دبیر اوّل نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متّحد، رایزن سفارت ایران در سازمان ملل، نماینده ایران در کمیسیون وابسته شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متّحد، نماینده ایران در کمیسیون حقوقی تعریف تعرّض، مخبر کمیسیون امور حقوقی در مجمع عمومی نهم، نماینده در کنفرانس ممالک آسیایی و افریقایی در باندونگ، مدیر کلّ سیاسی وزارت خارجه، مشاور عالی وزارت امور خارجه، معاون وزارت امور خارجه، سفیر ایران در لاهه، سفیر ایران در مسکو، سفیر ایران در فیلیپین، سفیر ایران در هند.

آدمیت در کنار مأموریت اداری، وارد دانشکده علوم سیاسی، اقتصاد لندن شده و بعد از پنج سال تحصیل در رشته تاریخ سیاسی و فلسفه سیاسی در سال ۱۹۴۱میلادی به درجه دکتری دست یافت.(۲)

وی با درخواست بازنشستگی زود هنگام وارد تحقیق و پژوهش در عرصه تاریخ تفکّر معاصر می شود و فعّالیت های علمی خود را در زمینه منوّرالفکران و مشروطه متمرکز می سازد و در این زمینه، مقالات و کتاب های متعدّدی را منتشر می سازد.

فریدون آدمیت در طول زندگی، مورد حمایت دستگاه حاکمه بود. هنگامی که در جایگاه سفیر ایران در هند در سال ۱۳۴۲ منصوب شد، شاه در استوارنامه او چنین آورد:

…لازم می دانیم یکی از مأمورین شایسته و مورد اعتماد خود را به سمت سفیر کبیر و نماینده فوق العاده در آن کشور تعیین نماییم…(۳)

وی به نگارش کتاب هایی مانند اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده، اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی و … پرداخت و آن چه را نامبردگان ضد اسلام، امامان معصوم، عالمان اسلام و اعتقادات دینی مسلمانان نوشته بودند و جرأت پخش آن را نداشتند، منتشر ساخت. انتشار کتاب اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال ۱۳۴۹ خشم عالمان و جوانان مسلمان را در پی داشت و ساواک بر آن شد که کتاب مذکور را برای پیشگیری از جریحه دار شدن احساسات مردم جمع آوری کند. یکی از مقامات ساواک در این خصوص چنین اظهار نظر می کند:

…اگر از طرف مقامات مسؤول مملکتی برای رفع ناراحتی از جامعه بزرگ روحانیت (به هر صورت مقدور است) اقدام نشود، جوانان متعصّب مذهبی امکان دارد روزی به صورت های خطرناکی عکس العمل نشان دهند.

در گزارش ساواک درباره جمع آوری کتاب یادشده [اندیشه های آخوندزاده [چنین آمده است:

…وزارت فرهنگ و هنر با توجه به نظر بازرسان خود مبنی بر این که مطالب این کتاب با آن که در زمینه شرح احوال میرزا فتحعلی تهیه و تدوین شده، معهذا مطالب بسیاری از آن مخالف و مغایر با اصول اسلام بوده و نویسنده آن به طور کلّی با ادیان الاهی مخصوصا دین مقدّس اسلام و بنیانگذاران آن اهانت زیادی روا داشته و با در نظر گرفتن این که کتاب اندیشه های میرزا فتحعلی آخونذزاده، قبل از اعلام نظر آن وزارتخانه به ثبت رسیده و انتشار یافته، در تاریخ ۲۳/۶/۴۹ با کتابخانه ملّی مکاتبه تا در صورت ارائه مجدّد برای تجدید چاپ، از صدور شماره ثبت خودداری شود. مراتب در کمیسیون مورّخ ۲۱/۷/۴۹ متشکّله در وزارت اطّلاعات توسّط وزیر اطّلاعات مطرح و تصمیم گرفته شد نسبت به جمع آوری آن از طریق مقتضی اقدام گردد.(۴)

در پی جمع آوری کتاب نامبرده از سوی ساواک، شاه شخصا به وزارت اطّلاعات و وزارت فرهنگ و هنر، اظهار می دارد که با چه جرأتی کتابی را که از شخص عُلیاحضرت شهبانو جایزه دریافت کرده است، توقیف کرده و دستور جمع آوری آن را داده اید؟ در نامه رئیس دفتر مخصوص شاه به وزارت فرهنگ و هنر این گونه آمده است:

ذات مبارک ملوکانه امر و مقرّر فرمودند فورا اجازه انتشار کتاب «اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده» نوشته فریدون آدمیت که از طرف عُلیاحضرت شهبانوی ایران به اعطای جایزه مفتخر شده است، صادر گردد. در اجرای اوامر مطاع مبارک خواهشمند است نتیجه اقدام را گزارش فرمایند تا به شرف عرض برسد.

وزارت فرهنگ و هنر به پیوست نامه محرمانه دفتر مخصوص شاه، این یادداشت را برای شهربانی و رونوشت آن را برای ساواک فرستاده است:

با ارسال رونوشت نامه محرمانه شماره ۴۳۸۰/ م مورخه ۲۸/ ۱۲/ ۵۰ دفتر مخصوص شاهنشاهی درباره کتاب اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده که طبق مفاد آیین نامه ثبت و انتشار کتاب از طرف کتابخانه ملّی بشماره ۳۸۴ مورخ ۲۰/۴/۴۹ به ثبت رسیده، لیکن انتشار آن متوقّف گردیده است، خواهشمند است دستور فرمایید از هر اقدام فوری که در اجرای اوامر مطاع ذات مبارک شاهانه معمول می دارند، وزارت فرهنگ و هنر را نیز مطّلع سازند. رونوشت به انضمام رونوشت نامه محرمانه ۴۳۸۰/ م مورخ ۲۸/۱۲/۵۰ جهت اطّلاع به سازمان اطّلاعات و امنیت کشور ارسال می شود.

در پی این نامه، ساواک طیّ گزارشی مفصّل، از رفع توقیف کتاب نامبرده خبر می دهد.

این مأمور مورد اعتماد شاه، با وجود مقام های بیست و چهار گانه در دولت استبدادی، مقارن انقلاب اسلامی، چهره ای مترقّی و انقلابی، امّا الحادی در کانون «نویسندگان آزاداندیش» به خود می گیرد. بعد از به رسمیت شناخته شدن کانون از سوی دولت، پیشنهادی در ده مادّه به دولت ارائه می گردد که اجرای قانون اساسی، آزادی انتخابات، مطبوعات، زندانیان سیاسی و اعلامیه حقوق بشر از مهم ترین آن ها است. در پایان از عموم ملّت، افراد و گروه ها دعوت می شود تا در راه تحقّق این خواسته ها با امضاکنندگان بیانیه هم صدا شوند.(۵)

آثار فریدون آدمیت

۱. اندیشه ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار؛

۲. ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران؛

۳. امیرکبیر و ایران؛

۴. شورش بر امتیازنامه رژی؛

۵. فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران؛

۶. فکر آزادی و مقدّمه نهضت مشروطیت ایران؛

۷. اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده؛

۸. اندیشه های طالبوف؛

۹. اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی؛

۱۰. مجموعه مقالات تاریخی؛

۱۱. آشفتگی در فکر تاریخی؛

۱۲. افکار سیاسی و اجتماعی اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار؛

۱۳. عقاید و آرای شیخ فضل الله نوری؛

۱۴. انحطاط تاریخ نگاری در ایران؛

و… .

ب. آدمیت و تاریخ نگاری معاصر

آدمیت، از منظر خود، در تحقیقاتش، سه هدف را دنبال می کند: نخست این که می کوشد مقام حقیقی اندیشه گران ایران را از زمان مشروطیت بازشناسد و تأثیر هر یک را در تحوّل فکری جدید و تکوین ایدئولوژی نهضت ملّی مشروطیت به دست دهد؛ دوم، تفکّر تاریخی و تکنیک تاریخ نگاری نو در ایران را ترقّی دهد و سوم این که نوآموزان بدانند در این مرز و بوم، همیشه مردمی هوشمند و آزاده خو وجود داشته اند که صاحب اندیشه بلند بوده و به پستی تن در نداده اند. از حطام دنیّ دنیایی دست شستند و روحشان را به اربابان خودسر و ناپرهیز نفروختند.

روش تحقیق آدمیت (به گفته خود) در نوشته ها و کتاب های تاریخی، «آن شیوه آزموده در پژوهش های تاریخ [است] که از دیدگاه متفکّران تاریخ و صاحب نظران دانش سیاسی و اجتماعی، ممتاز شمرده شده و مورد اعتبار است»(۶) که می توان از آن با عنوان تاریخ نگاری تحلیلی انتقادی نام برد. نوشته های آدمیت در تاریخ افکار اجتماعی و سیاسی معاصر ایران سویه های مشخّصی دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

۱. بررسی اندیشه های متفکران اجتماعی

آدمیت «به شخصیت فردی و تأثیر آن در عقاید و آرای نویسندگان اجتماعی»، پرداخته و «نگرش کلّی و سرچشمه افکار» آنان را بررسی کرده است. وی «تحوّل این افکار را در گذشت زمان و خاصّه، رابطه افکار با مسائل اجتماعی و سیاسی زمانه» را مورد توجّه ویژه قرار داده است. گزینش و پردازش شخصیت های مورد بحث در این نوشته ها، تا حدودی ریشه های فکری و دغدغه های نویسنده را مشخّص می کند. از شگردهای آدمیت این است که در بررسی و تحلیل زندگی و اندیشه های روشنفکران غربگرای مطرح ایران، به احیا و ترویج مجدّد افکار انحرافی آنان با تلفیق و ترکیب نو و ماهرانه خویش و با شیوه ای موفّق، پرداخته است؛(۷) البتّه سبک آدمیت در تک نگاری های تاریخی، هرچند ایرادهای فراوانی دارد، تا حدودی از مرز کلیشه های موجود تاریخ نگاری عبور کرده است.

۲. شناساندن شیوه تفکّر کلّی متفکّران

آدمیت می کوشد تا «ترکیبی کلّی از رگه های مشترک عقاید متفکّران و نویسندگان اجتماعی را به دست دهد؛ آنان که ترجمان جریان های فکری جدید بودند و به طرد ابهام های ذهنی و تاریک اندیشی برخاستند». تأکید وی بر این است «که اندیشه ها در عین این که آفریده ذهن آدمی هستند، زاده جامعه اند. گرچه عامل تبدّل افکار در سرتاسر جوامع مشرق زمین، تماس با مغرب بوده است (اندیشه های جدید از درون خود جامعه ها برنخاست)، تحوّل جامعه ها تحت تأثیر همان افکار، انکارناپذیر است».

۳. شناسایی تحوّل فکر سیاسی درون نظام کهن

وی در مقدّمه کتاب اندیشه های طالبوف تبریزی می نویسد:

در جهت سوم: سیر تحوّل فکر سیاسی را درون نظام حاکم شناساندم؛ نظامی که تحت تأثیر فشار حوادث، شکست های نظامی و سیاسی، ناتوانی اقتصادی در برابر تعرّض و سلطه مغرب زمین، گرفتار بحران گشت و هستی اش از درون مورد تهدید قرار گرفت؛ بحرانی که در نوشته های اهل دولت و حتّی عاملان محافظه کار آن نیک جلوه می کند و بخش بسیار مهمّی از مدوّنات انتقاد اجتماعی و سیاسی را می سازند.

۴. تبیین تعارض تعقّل اجتماعی جدید با بنیادهای سیاسی کهن

در جهت چهارم: همان اندازه به تحلیل نظری از فلسفه سیاسی مشروطگی پرداختم که خواستم تعارض تعقّل اجتماعی جدید را با بنیادهای سیاسی کهن، در جامعه متحوّل باز نمایم؛ امّا کار مورّخ فلسفی به این جا پایان نمی یابد. پس از غور و بررسی همه آن جهات مختلف، باید ترکیب منسجمی از مجموع آن عقاید و آرا و جریان های فکری به دست بدهد؛ اگر از اصل انسجام پذیر باشند.(۸)

۵. بررسی و تحلیل جریان های غیردینی در ایران

غالب نوشته های آدمیت در زمینه اندیشه غیر دینی، از سری نوشته های دست اوّل است، که مطالب تازه و جدیدی را با ادبیاتی به نسبت خوب عنوان کرده است.

از آن جا که آدمیت، خود را «فیلسوف تاریخ»(۹) قلمداد می کند، نوشته های او تحلیلی و به طور کلّی انتقادی است. او می کوشد در این تحلیل و انتقاد، اندیشه دینی را در جامعه، ناکارآمد جلوه دهد. هرچند آدمیت به طور شفّاف در مباحث خود به تفکیک میان اندیشه های دینی و غیردینی نپرداخته است، با گزینش افراد و گروه های سکولار و نقد جدّی جبهه مقابل در اندیشه و عملکرد، این تفکیک را در خلال مباحث خود می پذیرد؛ از این رو، وی با پرداختن به انجمن هایی که بیرون از ایران، ساماندهی و اداره می شدند، این سویه را دنبال می کند.

بی شک جریان ها و انجمن ها و کمیته هایی که آدمیت در خلال کتاب های خود به آن ها پرداخته است، از جمله تأثیرگذاران در جناح سکولار مشروطه به شمار می آیند که عمده انحراف و انحطاط مشروطه نیز از ناحیه این گروه ها در مشروطه پدید آمد. هنگامی که عالمان (به هر دلیل) از رهبری مشروطه کنار زده می شوند، این انجمن ها و گروهای غیردینی هستند که نبض انقلاب را به دست گرفته، آن را در مدّت زمان کوتاهی به دیکتاتوری رضاخان تبدیل می کنند؛ به گونه ای که عمده مؤثّران در روی کار آمدن رضاخان در داخل ایران، از گرداندگان مشروطه با گرایش سکولار بوده اند.

آدمیت با تاریخ نگاری انتقادی خود، هر آن چه را که بر سنّت ها مبتنی است، مورد نقد قرار می دهد. وی حرکت های مذهبی به رهبری روحانیان را حرکت های ارتجاعی می داند که دوام نمی یابد، مگر آن که قواعد آن بر اساس قوانین موضوعه بشری موجود در جهان پایه گذاری شود.

ج. رهیافتی بر اندیشه سیاسی فریدون آدمیت

از دو طریق می توان اندیشه سیاسی آدمیت را بررسی کرد:

نخست از طریق گزینش هایی که آدمیت به آن مبادرت ورزیده است. وی از تمام رویدادها و اندیشه های معاصر تاریخ ایران، افکار پیشروان فکری سکولار نهضت مشروطه را برگزیده و این نشان دهنده نوعی همگرایی وی با بینش غیردینی، آزادی خواهی و خردگرایی صرف متفکّران آن دوره است؛ زیرا هر مورّخی در انتخاب مطالب مورد مطالعه خود، تحت تأثیر علایق، معتقدات و ارزش های خویش قرار می گیرد و این مؤلّفه ها بر نظر او در مورد اهمیّت مطالب اثر می گذارد.(۱۰)

دوم از طریق اظهارنظرهای وی در متن آثار تاریخی: آدمیت بر این اندیشه کلّی تکیه می کند که مشرق زمین باید دنباله رو غرب باشد. وی معتقد است تفکّرات دموکراتیک مغرب زمین، امری است که مشرقیان باید از آن پیروی کنند و در این توصیه، هیچ تمایزی بین حوزه های متفاوت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی نمی بیند. به نظر وی، بنیادهای مدنی غرب، ارزنده ترین مظاهر و متعلّقات مدنیت انسانی را می سازد و از این رو باید از آن اقتباس کرد.(۱۱) در پیوند با این مسأله، آدمیت، از کسانی که شعار بازگشت به خویش را مطرح می کنند، به شدت انتقاد، و تأکید می کند که شرق، چیزی جز طاعون «استبداد آسیایی» ندارد و هرچه در قلمروِ حکمت سیاسی عقلی، مترقّی شمرده می شود، حاصل اندیشه و تجربه مغرب زمین است بدون این که هیچ کس ادّعای کمال آن را داشته باشد و آن را خالی از کاستی بداند.

حال مگر آن مرد غربی مغز خر خورده که بر تعقّل اجتماعی خویش که از فرهنگ دوهزار و پانصد ساله اش، سیراب گشته تا به دموکراتیسم و سوسیالیسم امروزه اش رسیده، یکباره خط بطلان بکشد و به خاطر دوستداران هنر بدویت و شیفتگان موسیقی جنون آمیز جاز، به سیاست عصر توحّش افریقایی یا آسیایی روی آورد.(۱۲)

درباره چگونگی تعامل با دنیای غرب، دیدگاه های متعدّدی بیان شده است که به دو دیدگاه اشاره می کنیم:

عدّه ای با نفی هویت ملّی و تاریخی شرقیان، معتقد هستند باید دنیای شرق را ذیل تمدّن غرب دید و اصولاً تاریخ تحوّلات ما ذیل تمدّن و تحوّلات غرب معنا می یابد و ما راهی جز اقتباس و تقلید از غرب نداریم. در نظر این افراد، گذشته و حال ما در تاریکی است و خروج از این ظلمت، به میزان نزدیکی ما به غرب بستگی دارد. به نظر می رسد این نظریه، اگر در گذشته طرفدارانی داشته، اکنون سستی آن آشکار شده؛ زیرا محقّقان غربی نیز به این مطلب اعتراف دارند که روزی مشرق زمین، طلایه دار تمدّن و شکوفایی فکر بوده، و رشد علمی غربیان، تا حدودی مدیون منابع علمی مسلمانان است که برخی از این منابع را غربیان به تاراج بردند.

این که چرا بعد از آن شکوفایی در علم، امروزه شاهد رکود و انحطاط هستیم، سؤالی است که آدمیت و همفکرانش در پی جواب آن نبوده اند؛ بلکه آنان می کوشند عقب ماندگی امروزه جوامع اسلامی و آسیایی را بزرگ کنند تا مجوّز تقلید و اقتباس از غرب باشد. به عبارت دیگر، آدمیت، در چرایی این انحطاط درنگ نمی کند و بدون توجّه به هویت ملّی و تاریخی ایران، نسخه ای به قامت هر ایرانی می دوزد؛ البتّه روشن است وقتی که ما خود را ذیل تمدّن و فرهنگ غرب بدانیم و ببینیم، ناگزیر از تقلید و اقتباس خواهیم بود.(۱۳)

گروهی دیگر معتقدند که با عالم جدید که غربی ها به راه انداخته اند، سرانجام باید مواجه شد و باید موضع خود را درباره این عالم، به طور مشخص بیان کنیم. از نظر این گروه به سبب اصالت تفکّرات دینی و این که دین اسلام برنامه های جامع و کاملی برای زندگی اجتماعی سیاسی در جهت اهداف عالی انسانی دارد، باید مسلمانان، دینشان را محور قرار دهند. اگر اجزا و جزئیات دین اسلام را با هم ترکیب کنیم و به صورت کل ببینیم، این کل، در مقابل کلّ غربی خواهد بود، و نسبت ما با عالم غربی فرق خواهد کرد و دیگر ذیل تمدّن غرب نخواهیم بود.

با توجه به مطالبی که گفته شد می توان نتیجه گرفت که الگوی توسعه از نگاه آدمیت، الگوی غربی و سکولار است که این نگرش به ویژه در فلسفه سیاسی وی به گونه ای بارز، نمایان می شود. توضیح آن که سیر تاریخ دموکراسی نشان می دهد قوام و ثبات حکومت ملّی، منوط به سه شرط است:

یکی انفصال و تفکیک قدرت دولت از قدرت روحانی به صورت مطلق: این أمر با اصلاح دین آغاز، و با ترقیّات مادّی و پیشرفت های علمی که تصوّرات مابعد الطبیعه را در سیاست مُدُن، درهم فرو ریخت، تکمیل شد.

دوم، پدید آمدن طبقه متوسّط مردم: این امر با انقلاب های تجاری و صنعتی و آثار عمیق و دامنه داری که در پدید آوردن طبقه متوسّط و از بین رفتن اشرافیت به جای گذاشت، تحقّق یافت و طبقه متوسّط به صورت حافظ ستون حکومت دموکراسی ظهور کرد.

سوم، هوشیاری مردم درباره حقوق فردی و توجّه اجتماعی آنان به مسؤولیت مدنی و سیاسی و آمادگی آن ها در دفاع از حقوق خود. هر کجا این سه شرط اصلی جمع نشد، در آن دیار اصول دموکراسی رونقی نیافت.

آدمیت نیز با توجّه به این اصول می نویسد:

فلسفه آزادی به عنوان عالی ترین مظاهر مدنیّت فکری و عقلی مغرب زمین به دنبال تمدّن مادّی اروپا در دنیا انتشار یافت و تخم نهضت های ملّی را در کشورها پراکند. نهضت مشروطیت ایران نیز در این جریان عمومی تاریخ ظهور کرد.(۱۴)

وی با مد نظر قرار دادن فلسفه های سیاسی رایج در مشروطه معتقد است:

در مرکز تعقّل اجتماعی این زمان، دموکراسی سیاسی قرار دارد که نیرومندترین عناصر ایدئولوژی حکومت مشروطه خواهی را می سازد و حاکم بر هیأت مجموع عقاید و آرای سیاسی است. در حاشیه راست آن، مفهوم مشروطگی طبقه روحانی قرار گرفته و روی آن به دموکراسی است؛ امّا قوّه شریعت آن را می هراساند و از مرکز می گریزاند؛ گر چه رشته پیوندش با حرکت ملّی به کلّی از هم نمی گسلد. در حاشیه چپ آن، فکر دموکراسی اجتماعی جلوه می نماید که در تشکّل حرکت مشروطیت و ایدئولوژی آن نفوذی نداشت و پس از تأسیس حکومت ملّی ظاهر گشت. بالاخره در راست افراطی، نظریه مطلقیت و همچنین عقیده مشروطیت مشروعه وجود دارند که در عین تمایز با هم مؤتلفند و هر کدام به وجهی با فسلفه دموکراسی تعارض ذاتی دارند.(۱۵)

به این ترتیب، تشخیص موضع آدمیت درباره روش های سیاسی مذکور، چندان مشکل نیست، او را می توان مدافع تمام عیار دموکراسی سیاسی نامید؛ از این رو در بیش تر تحلیل های خود، حتّی در روشن ترین وقایع تاریخی مانند جریان تحریم تنباکو معتقد است که روحانیان مخالف واگذاری امتیازات به خارجیان، حتّی میرزای شیرازی، در صدد تأسیس حکومت الاهی نبودند و منطق اعتراض آنان صرفا سیاسی و ضدّ ماهیت استعماری آن امتیازات بود.

۱. فکر دموکراسی اجتماعی از نگاه آدمیت

آدمیت معتقد است: ما فکر دموکراسی را از غرب گرفته ایم؛ یعنی از «دنیای مدنیت معاصر»، و زمانی کار دموکراسی را آغاز کردیم که این نظام در وطن اصلی اش (فرانسه، انگلیس و امریکا) در معرض انتقادهای فراوانی قرار گرفته بود.(۱۶) وی منتقدان دموکراسی را به دو گروه تقسیم می کند:

۱. نقّادانی که با اصول دموکراسی سر دشمنی دارند؛ مانند کمونیست ها که ادّعای دروغین بودن آیین دموکراسی را دارند و فاشیست ها که به ناتوانی دموکراسی قائل هستند.

۲. کسانی که دوستار دموکراسی هستند. این منتقدان به این معنا اعتراف دارند که دموکراسی «به حالت بحرانی و ضعف» دچار شده است.(۱۷)

آدمیت در کتاب فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران(۱۸) با بررسی ابعاد دموکراسی اجتماعی، می کوشد به نوعی بنیانگذار تفکّر لیبرال در تاریخ نگاری معاصر باشد که البتّه تا حدودی نیز به ایفای نقش تاریخی خود موفّق شده، و تک نگاری های وی درباره تاریخ فکر اندیشه وران معاصر ایران، گواه این مطلب است.

وی نهضت مشروطه را از نوع جنبش های آزدی خواه ِ طبقه متوسّط ِ شهرنشین معرّفی، و عناصر سازنده نهضت را در این گروه ها خلاصه می کند:

أ. روشنفکران ِ اصلاح طلب و انقلابی؛

ب. بازرگانان ترقی خواه؛

ج. روحانیان روشن بین.(۱۹)

آدمیت در این تقسیم، روشنفکر را «درس خوانده جدیدی» می داند که «نماینده تعقّل سیاسی غربی و مروّج نظام پارلمانی و تغییر اصول سیاست» است. «بازرگانان را به دلیل هوشیاری سیاسی که داشتند، در پی به دست آوردن پایگاه تازه ای» می بیند و درباره روحانیان می نویسد:

روحانیون تحت تأثیر، تلقین و نفوذ اجتماعی روشنفکران ِ آزدی خواه بودند و علّت گرایش ِ روحانیون به مشروطه نیز همین نفوذ و تلقین آنان بود.(۲۰)

به واقع این روشنفکران و آزادی خواهان بودند که این طیف از جامعه را به صحنه آوردند و باعث تحرک اجتماعی آنان شدند.

آدمیت با وجود رساله های فراوانی که در عصر مشروطه از طرف روحانیان به نگارش درآمده است، فقط به دو کتابِ تنبیه الامّه و تنزیه الملّه، نوشته مرحوم میرزای نائینی، و اصول عمده مشروطیت به صورت گام هایی که برای «توجیه شرعی مشروطیت» برداشته شد، اشاره می کند.(۲۱)

وی پیش از آن که به چگونگی ورود اندیشه دموکراسی به ایران بپردازد، یادآور می شود که فکر دموکراسی در ابتدای نهضت، میان اقشار گوناگون مردم نفوذی نداشت؛ بلکه با پیشرفت حرکت ملّی و اعلام مشروطیت و تأسیس مجلس، زمینه تحوّل فکری و سیاسی تازه ای فراهم آمد و به نفوذ آن در مردم انجامید.

تحوّلاتی که از نظر وی به تدریج به مطرح شدن اندیشه دموکراسی اجتماعی میان مردم انجامید، عبارتند از:

۱. گسترش فعّالیت های اجتماعی در سایه آزادی های به دست آمده از جنبش؛

۲. سرایت تحرّک اجتماعی از شهرها به روستاها؛

۳. نفوذ افکار سوسیال دموکرات، به وسیله عناصر مجاهد و اجتماعیان به پهنه سیاست.(۲۲)

در نگاه آدمیت، منشأ تفکّر اجتماعی، «اصالت جمع» است. وی، پایه های این تفکّر را در موارد ذیل می داند:

۱. تأمین عدالت اجتماعی؛

۲. از میان برداشتن نابرابری های اجتماعی؛

۳. تضمین مساوات اقتصادی؛

۴. اجتماعی ساختنِ قدرت اقتصادی و سیاست.

هرچند او در چگونگی ورود افکار دموکراسی اجتماعی به ایران مطالبی را عنوان می کند، در ارزیابی آن اندیشه ها و چگونگی تعاملات آن با جامعه سنّتی ایران، هیچ سخنی به میان نمی آورد. او به علل ناکارآمدی و اجرا نشدن آن ها در ایران اشاره نمی کند. از مهم ترین علل شکست و نافرجامی این افکار در ایران، عدم سازگاری آن ها با آموزه های ملّی و دینی مردم بود. به عبارت دیگر، این افکار به هیچ وجه در کشور ایران، بومی جلوه داده نمی شد که همین امر باعث می شد تا مردم در پذیرش آن و عالمان در تأیید آن احتیاط کنند.

آدمیت معتقد است: اندیشه دموکراسی اجتماعی برای نخستین بار از اروپا و روسیه وارد ایران شد. وی، از میان نویسندگان سیاسی به دو نفر اشاره می کند که در این انتقال نقش بسزایی داشتند: ۱. میرزاآقاخان کرمانی که به طور مستقیم از افکار «سوسیالیسم» غرب متأثّر بود؛ ۲. میرزاعبدالرحیم طالبوف تبریزی که سال ها در قفقاز بود و با جنبش های آزادی خواه و آرای نویسندگان «سوسیال دموکرات» آشنایی داشت.(۲۳) از نظر آدمیت:

گروه های روشنفکر و مجامع مترقّی و آزادی خواه، با عقاید سوسیال دموکرات مغرب زمین بیگانه نبوده اند و دنبال تأسیس مشروطه پارلمانی و دموکراسی سیاسی بودند. بدون تردید در میان آن ها هیأت هایی بودند که افرادش از جریانات سوسیالیسم غربی آگاهی داشتند و حتّی بعضی از آن ها درس خوانده اروپا و ناظر جنبش های سوسیال دموکراسی مغرب زمین بودند.(۲۴)

عامل مهّم تبلیغ این افکار، کمیته ایرانی اجتماعیون بادکوبه، وابسته به فرقه سوسیال دموکرات است و نخستین جمعیت های اجتماعیون ایران نیز روی ِ گرده تأسیسات حزب سوسیال دموکرات ریخته شد. سال تأسیس این کمیته ۱۹۰۵میلادی بوده است.(۲۵)

آدمیت نقش انقلاب روسیه را در تنویر افکار مردم و آزادی خواهان ایران، بی تأثیر ندانسته، تشکیل کمیته «اجتماعیون عامیون ایرانی» را متأثّر از انقلاب روسیه ذکر می کند.(۲۶)

وی مباحثی مانند حکومت ملّی، موجودیت مجلس الی الابد، اجزای عمده حقوق اساسی که در قانون اساسی هم گنجانده شده است، مانند آزادی قل

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.