خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ثوابت و متغیرات در احکام*
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ثوابت و متغیرات در احکام* قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آثار حقوقی طلاق به درخواست زوج * (قسمت اول)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آثار حقوقی طلاق به درخواست زوج * (قسمت اول) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
28دقیقه
08ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 76

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اجتهاد توسعه مسایل زنان* (قسمت دوم) : فقه پویا و اجتهاد نوین :

چکیده:
یکی از ویژگیهای عصر ما، توسعه فزاینده شیوه های بهره مندی از ابزار و تکنیک های نوین است که بشر امروز را در تطبیق با مکانیزم جدید زندگی، دچار بحرانهایی کرده است.
لازمه چاره اندیشی در بهینه سازی مطلوب از فن آوری مدرن، تدوین قوانین کارآمدی است که بشر را در گستره ارتباطات فردی، اجتماعی و بین المللی یاری رساند و او را بر حل مشکلات موجود توانا سازد.
جایگاه چنین تحولاتی در اندیشه پویای اسلامی، این ضرورت را قطعی می نماید تا در صدد تعاملی صحیح و مناسب برآید. بخش عمده ای از این رسالت بر عهده مجتهدان و فقیهانی است که به نیازها و راه حل مشکلات می اندیشند. در این نوشتار، موضوع اجتهاد و فقه پویا و ضرورت اندیشیدن به مسایل نوین، از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.
  کلید واژه ها:
فقاهت، فقه پویا، فقه سنتی، اجتهاد، استنباط، توسعه، اعلمیت
  مقدمه
توسعه چشمگیر بهره مندی از ابزارهای نوین و فن آوری متحول، نیازمندی بشر را به یک سلسله قوانین، دستورات جدید و کارآمد ضروری ساخته است.
این نوع تحولات از مختصات قرن حاضر نیست و ارکان تمدن بشری پیوسته بر اساس سیر تکامل و توسعه تدریجی شکل گرفته است. لیکن در دهه های اخیر این روند از شتاب بیشتری برخوردار بوده و به میزان زیادی ساختار زندگی را متفاوت با دوره های قبل نموده است.
اینجاست که انسان در تطبیق با مکانیزم جدید به سازگارهایی نیازمند است که در مقابله با چالشهای موجود بتواند بر مشکلات زندگی در عرصه های گوناگون فایق آید.
از سوی دیگر گستره ارتباطات و دایره فزاینده اطلاعات و طرحهایی چون «ساختن دهکده جهانی» و «جهانی سازی فرهنگ و اقتصاد» اندیشمندان مجامع بشری را پیوسته به چاره اندیشی مناسب فرا می خواند؛ دغدغه آزاد اندیشی و مآل گرایی و حفظ ارزشهای فرهنگی و ملی نیز بر اهمیت این مسأله می افزاید. حال باید دید جایگاه چنین موضوعاتی در فرایند اندیشه اسلامی کجاست و رویکرد دانشمندان مسلمان در این زمینه چیست؟
اگر اصول ارزشمندی را که دین ما بر آن استوار گردیده بررسی کنیم، خواهیم دید که نشانه های فراوانی از عزت مسلمانان و مسؤولیت پذیری ایشان در قبال عزت اسلامی، در این اصول نهفته است.
اصل «الاسلام یعلو فلا یعلی علیه» (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۷، ص ۳۷۶) مبین برتری شیوه های قانونگذاری و پویایی است و جامعیت و قابلیت این دین را تا قیامت بازگو می نماید؛ اصل «کلّکم راعٍ و کلّکم مسؤولٌ عن رعیته» (ری شهری، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص ۳۲۷) حمایت، هدایت و مسؤولیت آفرینی اجتماعی را تقویت می کند یا قواعدی چون قاعده نفی سلطه و اقتدار از دنیای کفر نسبت به دنیای اسلام و قاعده «لاضرر» و «لاحرج» جلوی هرگونه استکبار، افراط و تفریط و جهل و جمود را می گیرد و خطابهایی چون «کنتم خیر امه اخرجت للناس» (بقره، ۱۱۰)، «کذلک جعلناکم امه وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس» (بقره، ۱۴۳)، «انتم الاعلون إن کنتم مؤمنین» (آل عمران، ۱۳۹) و «و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین» (منافقون، ۸) دریچه های حیات مستقل و خود باور به روی انسان را می گشاید و نشاط، قدرت و اجتهاد را بسط می دهد؛ لذا اندیشمندان علوم اسلامی به رغم تبلیغات مسموم و محدودیتهایی که پیوسته علیه فرهنگ اسلامی بوده، سعی در تبیین اندیشه توسعه نگر و پویای خویش داشته اند. استاد مطهری در این باب می گوید: «ما حق داریم که به این دو چیز علاقمند باشیم: ۱ اسلام؛ ۲ تحول دنیا و توسعه تمدن.(مطهری، ۱۳۸۰ش،ص ۳۴)
ایشان در جای دیگری درباره پاسخگویی دین در عرصه نیازهای جدید زندگی بشر می گوید: «اسلام یک سیستم قانونگذاری خیلی عجیب دارد که به همان دلیل می تواند با پیشرفتهای زمان هماهنگ و بلکه هادی و راهنما باشد، در عین اینکه با انحرافات زمان مبارزه می کند…. اسلام دینی است که جدا از قانون خلقت نیست یعنی واضع این قانون، خالق این خلقت است و آن را مطابق و هماهنگ با خلقت وضع کرده است؛ یعنی همانگونه که در خلقت پیوسته تحول و تطور صورت می گیرد، در این سیستم قانونگذاری هم قابلیت تحول نگری و پویایی وجود دارد». ایشان می گوید: «اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» (رعد، ۱۷)، به این دلیل باقی می ماند که به حال مردم نافع است. در اسلام چیزهایی وجود دارد که این دین را با خلقت و نوامیس خلقت که تطور و تکامل است هماهنگ کرده است». ( مطهری، ۱۳۸۰ش، ص ۵۰)
بنابراین جاودانگی جامعیت نظام دینی، خودباوری فرهنگی، سیستمی بودن قوانین بر پایه خردورزی و اصول تحول آفرین ما را بر این وا می دارد که در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگر آستین همت بالا زده، با برخورداری از منابع غنی، اسلوب و روشمندی صحیحی که در طول شکل گیری نظام فقهی اصولی شیعی، فقیهان و عالمان دینی بر آن همت گمارده اند، جهت بازگشایی گره های مبهم یا موضوعات مستحدث و نوینی که به لحاظ حکم و موضوع نیاز به روشنگری فقیهانه دارد، مجدانه اهتمام نماییم.
در نخستین بخش از این نوشتار، موضوع «جایگاه نگرشها و گرایشها در اجتهاد و مسایل زنان» به صورت مبسوط مورد ارزیابی قرار گرفت و مبانی فکری و تأثیر آن در معضلات و مسایل زنان تبیین گردید.
اینک در دومین قسمت، به موضوع «فقاهت و اجتهاد پویا» از منظر تشیع راستین علوی و آموزه های جعفری خواهیم پرداخت.
لازم به ذکر است که این مطالب زمینه ساز مباحث مبسوط بعدی است، لذا از پردازش تک تک موضوعات به صورت محوری و گسترده اجتناب و غالباً به کلیات آن اکتفا می شود و در مباحث بعدی از قبیل ثوابت و متغیرات، جایگاه عقل و عرف در استنباط، شیوه های استنباط در روش ائمه معصومین(علیهم السلام) بدان پرداخته می شود. فقاهت
در قرآن کریم حدود ۲۰ واژه از ریشه فقه و تفقه آمده است که در نگاه اول به نظر می آید فقه به همان معنای درک و فهم چیزی است. لیکن در ارزیابی محققانه، نکات حکیمانه دیگری هم بدست می آید؛ از جمله اینکه انسانها نوعاً به فهم چه اموری دستیابی دارند یا چه عواملی به درک انسان کمک می کند یا چه موانعی وی را از درک و تفقه درست باز می دارد؟
مثلاً قرآن در بیان تسبیح موجودات و میزان درک انسان از این امر می فرماید: «و إن من شیءٍ إلا یسبح بحمدهِ ولکن لا تفقهون تسبیحهم»(اسراء ، ۴۴)؛ هرچیزی در نظام عالم مشغول تسبیح پروردگار است اما انسانها از درک آن محرومند مگر خواص اولیاء و پیامبران عظام. چنانکه سلیمان سخن موران و طیور و جنیان را که مسخر فرمان او بودند می فهمید و به ورای درک معمولی انسانها دسترسی داشت. این توسعه در فهم، حاصل عبودیت و بندگی خالصانه خداست که هم میزان کارآمدی فهم و اندیشه و هم تسخیر فعلی او را نسبت به امور طبیعی فزونی می بخشد.
قرآن کریم در آیات دیگری از موانع فهم و عواملی که رشد و کارآمدی فکر را مسدود می سازد، سخن به میان می آورد؛ مثلاً در تأثیر نفاق می فرماید: «فطبع علی قُلوبهم فَهم لا یفقهون»؛ (توبه، ۸۷) یعنی نفاق تیزبینی و فهم صحیح را از انسان سلب می کند و دریچه های دل را به روی حقایق می بندد.
گاه لفظ فقه نسبت به علل و عوامل ظاهری در مفاهمات و درک متقابل به کار می رود؛ مثلاً در سوره کهف در داستان ذوالقرنین و ورود او به قومی که یأجوج و مأجوج آنان را مورد اذیت قرار می دادند، می فرماید:«لایکادون یفقهون قولاً »؛ (کهف، ۹۳) آن قوم سخن او را در تعامل گفتاری نمی فهمیدند. گاه لفظ «فقه» را در تأثیر فصاحت و بلاغت گوینده در فرد مخاطب مورد استفاده قرار می دهد؛ مثلاً می فرماید:«و احلُل عقدهً من لسانی یفقهوا قولی » (طه، ۲۸) یا «هو أفصح منی لساناً» (قصص، ۳۴) فقه پویا در قرآن کریم
قرآن در مقام وجوب مستمر آموزش حقایق دینی و تحریص برآن، امر بر تفقه می نماید و می فرماید: «فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلهم یحذرون». (توبه، ۱۲۲) در این آیه در قالب استفهام توبیخی، ملت اسلام را مورد خطاب قرار می دهد، دعوت به یک جهاد فکری برای توسعه حقیقت دینی می نماید و می فرماید: چرا از هر قوم و جمعیتی عده ای برای فهمیدن دین و تفقه در آن، جلای وطن نمی کنند، نفر علمی را بر استقرار بومی ترجیح نمی بخشند و زحمت هجرت در راه کسب معارف را به جان نمی خرند تا نیاز معنوی جامعه خود را برآورده سازند و در امر دین به فقاهت پرداخته، بعد از تجهیز علمی به عنوان یک عامل اثر گذار، رسالت پاسخگویی مردم را برعهده گیرند. این آیه وجوب کفایی فقاهت را در همه ازمنه و امکنه لازم می شمارد. لذا سیاق آیه کریمه مبین تأکید بر استمرار این حرکت در جوامع اسلامی است.
این همان خاستگاه استمرار و پویای فقه است که قرآن در مقام عینیت بخشیدن به آن، در هر زمان و مکانی و نسبت به هر قوم و ملتی از ملل اسلامی، اقدام بر آن را امری ضروری و لازم می شمارد. مفهوم پویایی در آیات :
اگر با یک نگاه جامع و سیستمی، به آیات مربوط به مسائل اجتماعی و سیاسی و دینی قرآن بنگریم پویایی و تحول را در متن و بطن آیات می یابیم؛ مثلاً می فرماید: «إنّ هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»(اسراء، ۹)، «هذا بیان للناس» (آل عمران، ۱۳۸)، «لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین»(انعام، ۵۹)، «لقد کان فی رسول الله أسوه حسنه»(احزاب، ۲۱)، یا «و انتم الأعلون إن کنتم مؤمنین»، «ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین»(منافقون، ۸) و «کنتم خیر أمه أخرجت للنّاس»(بقره، ۱۱۰)؛ یعنی غنی ترین و پرمایه ترین سرمایه های علمی و معنوی در نزد شما، تلاش برای استخراج علوم از منابع حقیقی بر دوش شما و ارسال آن برای همه انسانهای روی زمین بر عهده شماست؛ لذا ایستایی، سکون و رکون، وابستگی و خودفراموشی و منتظر دیگران ماندن بر شما قبیح و ناپسند است. بنابراین از طرفی مؤمنان را بر شیوه های نوین و حرکت آفرین دعوت می کند و از طرف دیگر آنان را از عجز، افتقار و وابستگی برحذر می دارد؛ مثلاً می فرماید:«لا تجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادّون من حادّ الله و رسوله»؛ (مجادله، ۲۱) محال است قوم و ملتی بر ایمان به خدا و روز قیامت معتقد باشد، در عین حال به دشمنان خدا و رسول هم علاقه ای داشته باشد. یعنی مکانیزم قانونگذاری در اسلام شیوه مستقل و کارآمدی است که فقه پویا در آن نقش مهمی را ایفا می کند. مثل امت پویا در قرآن:
«محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم تریهم رکعاً سجداً یبتغون فضلاً من الله و رضواناً … ذلک مثلهم فی التورات و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطاه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار». (فتح، ۲۹) در این آیه ابتدا خصایص امت پویا را برمی شمرد و سپس در قالب تمثیلی زیبا صلابت و استواری، غنیه و غنای فکری و فرهنگی، کارآمدی آنان در بی نیازی از سایر ملل، خصوصاً کفار را برمی شمارد و در خاتمه از غیظ دشمنان به ایشان سخن به میان می آورد.
عمده ترین ویژگیهای چنین امتی بدین قرار است:
۱ پویایی و غنای این امت از آن جهت است که از فرهنگ دشمنان خدا بریده اند و نه تنها امیدی به آنان ندارند، بلکه در برابر آنان با نهایت صلابت و قدرت ایستادگی می نمایند و راه هرگونه نفوذ و ارتباط سلطه مدارانه را بر آنان مسدود می نمایند؛ اشاره به اینکه پویایی با التقاط و تمسک به فرهنگ بیگانه حاصل نمی گردد.
۲ چنین امتی در بین هم کیشان خود یکپارچه و مهربانند، از رأفت، خضوع و همبستگی برخوردارند و مانند امت واحدی به توانمندی خود متکی بوده، از وابستگی بیزارند.
۳ عبادتشان عین سیاستشان است و سیاستشان از دیانتشان جدا نیست. لذا «یبتغون فضلاً من الله و رضواناً بسیماهم من أثر السجود»؛ عابدان شب و شیران روز هستند، قدرت و عزت خود را در پناه عبادت، اتکاء به قدرت لایزال الهی و فضل پروردگار جویا هستند و با خضوع و خشوع بندگی، خود را از وابستگی به دیگران بی نیاز می بینند. این بندگی سیمای آنان را زیبایی خاص بخشیده است.
۴ مثال ایشان در بین سایر ادیان و ملل در پویایی و توانایی «کزرع أخرج شطأه فآزره فاستوی علی سوقه»، است؛ یعنی یک جامعه متحرک، رشد آفرین، با نشاط و مستقل از دیگران دارند. و این همان ویژگی زیبایی است که پیوسته در اسلام و در جامعه مسلمین بوده و هنوز هم دنیا و دنیامداران را به چرت واداشته است.
۵ امت پویا متعهدانه، متفکرانه و معبدانه در برابر فرهنگ و شریعت خود خاضع است و خودباوری در اندیشه، فکر، منش و روش آنان نهادینه شده است.
۶ حرکت ایشان همانند ساقه نازکی است که ابتدا مورد توجه نیست اما بواسطه رشد و پویایی به تدریج به درخت توانمند و تنومندی تبدیل می شود که موجبات حیرت، وحشت و غضب دشمنان را فراهم می کند.
۷ خداوند به چنین امتی وعده سعادت و موفقیت را داده است. معنای لغوی و اصطلاحی فقه:
معنای لغوی فقه فهمیدن و ادراک چیزی است. با استفاده از همین معناست که قرآن کریم می فرماید:«لهم قلوب لا یفقهون بها» ؛ (اعراف، ۱۷۹) آنها دلهایی دارند که از فهم و ادراک بهره مند نمی باشند.
در روایتی از امام باقر(ع) نیز آمده است :«الکمال کل الکمال، التفقه فی الدین…»؛ (کلینی، ۱۳۵۰ش، ج ۱، ص ۳۲) رسیدن به اوج کمال در سایه تحقق سه امر است: اول فهم دین و شناخت درست از آن و….
معنای اصطلاحی آن عبارتست از: «الفقه هو العلم بالاحکام الشرعیه الفرعیه عن أدلتها التفصیلیه»؛ (شهید ثانی، ۱۳۷۸ق، ص ۲۲) «فقه علم به احکام شرعی در گستره ابعاد مختلف و فروع آن، از طریق دریافت و استخراج آن از ادله تفصیلی و مبسوط شرعی است». فقه در انظار فقیهان :
مرحوم شهید صدر در این باره می گوید: «کان من الضروری أن یوضع علم یتولی دفع الغموض عن الموقفی العملی تجاه الشریعه فی کل واقعه بإقامه الدلیل علی تعینه… و الفقیه یمارس اقامه الدلیل علی تعیین الموقف العملی فی کل حدث من أحداث الحیاه و هذا ما نطلق علیه اسم عملیه الاستنباط الحکم الشرعی»؛ (صدر، ۱۳۸۱ش، ج ۱، ص ۸۷)
از عمده ضروریات این است که علمی وضع گردد که متکفل و عهده دار برطرف ساختن مشکلات عملی و غوامض اموری باشد که در هر واقعه ای مردم بخواهند دلیل و نظر شریعت را در آن بدانند… بر این اساس فقیه زحمت ممارست در اقامه دلیل شرعی را در تعیین جایگاه عملی از دیدگاه شریعت برعهده می گیرد تا در هر امری که از امور زندگی اتفاق می افتد، حکم آن را به مردم ارائه نماید. اسم این نوع از مهارت «علم فقه» است که همان عملیات استنباط حکم شرعی است. این معنا مفهوم خاص از فقه و فقاهت است.
لازم به ذکر است که «فقه» در گستره آیات و روایات اسلامی به علم عمیق به همه معارف اسلامی اطلاق گردیده است که اعتقادات، اخلاقیات و نیز علوم نظری را هم در برمی گیرد. لیکن به مرور زمان، از آن جهت که مردم از همان زمان صدر اسلام، آنگاه که در عرصه احکام عملی دچار ابهام و مشکل می شدند به علما و فقیهان رجوع می نمودند تا کسب تکلیف کنند، بر این اساس کسانی که تخصص آنان در بخش احکام و مسائل عملی شکل گرفت، «فقیه» نامیده شدند . هم اکنون هم در تعریف برخی از فقیهان «فقه» بر نفس قوانین و احکام شرعی اطلاق می گردد و انفکاک بین آن و قوانین دینی را مطلقاً قایل نیستند؛ چنانکه در تعریف آن اینگونه آورده اند: «فقه مجموعه قوانین و احکامی است که خداوند به تدریج توسط جبرئیل برای جمیع شؤون زندگی جهانیان برپیامبرص نازل فرمود و او هم بدون کم و کاست به مردم ابلاغ کرده است». (جناتی، ۱۳۸۰ش، ص ۱۰)
بنابراین گاه نوع نگاه فرد به یک موضوع در وسعت وضیق بسیاری از معانی اثرگذار است؛ مثلاً جامع نگری امام خمینی از دین، در تعریف فقه که به «تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور» از نظر ایشان تعبیر شده، به خوبی هویداست، بلکه توجه خاص ایشان به فقه و پویایی آن در عین ارج نهادن به شیوه های پیشینیان در فقه سنتی و جواهری از أهم موضوعات مورد توجه ایشان بوده، لذا هم بر باروری، تکامل و قدرت پاسخگویی آن تأکید می نمایند و هم بر حفظ موازین و اصول مورد توجه فقهای سلف. ایشان در این زمینه می فرماید: «… اینجانب معتقد به فقه سنتی و جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی دانم. اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی این بدان معنی نیست که فقه اسلام پویا نیست. زمان و مکان دو عنصر معین کننده در اجتهادند. مسأله ای که در قدیم دارای حکمی بوده است، به ظاهر همان مسأله در روابط حاکم بر سیاست، اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند». (موسوی الخمینی،۱۳۶۹ش، ج ۲۱، ص ۹۸)
مقابل این نگاه بعضی از نظرات در عرصه فقه بعضاً ابراز می شود که بیانگر ضیق در نگرش دینی و عدم توجه اصولی به تعاریف و اسلوب واقعی آن است؛ مثلاً پاره ای از نواندیشی ها، فقه را بازتاب اندیشه خاص فقیه از دین می شمارند. لذا سعی می کنند که متون فقهی را جدای از متون دینی معرفی کنند؛ آنان اجتهاد را نوعی تأویل گرایی دینی می شمارند که حاصل این نگرشها غالباً یا به تخطئه فقه یا به نگرشهای سکولاریستی و جداسازی عرصه دین از دنیا و دیانت از سیاست و دین حداقّلی و یا به بی اعتنایی به ارزش تلاش فقهای پیشین می انجامد؛ حال آنکه فقه چیزی جز تلاش فقیه برای استنباط حکم شرعی از ادله دینی با توجه به نیاز زمان و مکان نیست و اگر بطور صحیح سیر تحولات آن ارزیابی شود همانند سایر علوم از تحول و تکامل چشمگیری در طول قرون و اعصار برخوردار بوده و این تحولات گویای پویایی فقه شیعی است؛ لذا شخصیتهای دردمند فقه شیعی پیوسته بر این نگرش حرکت و تأکید نموده اند. امام خمینی در بیان دیگری در این باب می فرماید: «ما باید بدون توجه به غرب حیله گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان درصدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم … روحانیت تا در همه مسایل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمی تواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست. حوزه ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند». (همان، ص ۱۰۰)
آیت الله خامنه ای که پیوسته در رهنمودهایشان روحانیت را متوجه این مسأله حیاتی می نمایند، در این باب می فرمایند: «اوضاع و احوال گوناگون زندگی بشر و تازه های جهان به فقیه دین شناس و زمان شناس کمک می کند که خود و اهل زمان خود را از آن کوثر، یعنی سرچشمه زلال و فزاینده سیراب سازد و محرومیت از آن را برای بشر که همواره و همه جا نیازمند دین و شریعت الهی است، برنتابد».
نکته قابل توجه در نگاه اجتهادی ایشان آن است که آشنایی به اوضاع زمان و موضوعات احکام را از شرایط اعملیت محسوب می نمایند؛ یعنی مجتهد اعلم کسی است که از سویی آشنا به متون و علوم اسلامی باشد و از سوی دیگر به اوضاع، احوال، شرایط و موضوعات بصیرت کافی داشته باشد تا بتواند براساس نیاز روز استنباط حکم نماید. نظر ایشان در اعلمیت اینگونه آمده است: «ملاک الأعلمیه أن یکون أقدر من بقیه المجتهدین علی معرفه حکم الله تعالی و استنباط التکالیف الإلهیه عن أدلتها و معرفته باوضاع زمانه بالمقدار الذی له مدخلیه فی تشخیص موضوعات الأحکام الشرعیه و فی ابداء الرأی الفقهی المقتضی لتبین التکالیف الشرعیه لها دخل فی الاجتهاد ایضا». (حسینی خامنه ای، ۱۴۱۵ ه، ج ۱، ص ۹)
بنا بر این نظر، ملاک أعلمیت چند چیز است: اول: قدرت بیشتر از سایر مجتهدان در شناخت حکم خدا؛ دوم: توان استنباط تکالیف از متن ادله شرعی؛ سوم: آشنایی به موضوعات و احوال زمان؛ چهارم: رسیدن به فتواهای جدید و آرای فقهی در گره گشایی مشکلات فقهی مردم. بر این اساس فقاهت صرف تبیین و جمع آوری نظر دیگران نیست نه صرف آگاهی از متون اسلامی؛ بلکه قدرت داشتن بر استنباط و توجه به نیازمندی های مردم و درک صحیح از شرایط زمانی و مکانی و هشیاری در برابر شرایط سیاسی و اجتماعی دنیای اسلام است. استاد مطهری در این زمینه می گوید: «اساساً «رمز اجتهاد» در تطبیق دستورات کلی یا مسائل جدید و حوادث متغیر است. مجتهد واقعی آن است که این رمز را به دست آورده باشد. توجه داشته باشد که موضوعات چگونه تغییر می کند و بالتبع حکم آنها عوض می شود و الاّ تنها در مسائل کهنه و فکر شده، فکر کردن و حداکثر یک علی الاقوی را تبدیل به علی الاحوط کردن… هنری نیست و اینهمه جار و جنجال لازم ندارد». ایشان در بخش دیگری می گوید: «اگر کسی محققانه حساب کند می تواند بفهمد که مثلاً فلان مسأله در چه قرنی و در چه منطقه ای، روی چه احتیاجی وارد فقه شده. اگر مجتهد زنده به مسائل جدید پاسخ ندهد چه فرقی بین تقلید زنده و مرده است؟». (مطهری، ۱۳۷۳ش،ص ۱۲۰۱۱۹)
اکنون پس از ارزیابی فقه و فقاهت در متون و اندیشه های دینی سراغ واژه اجتهاد و ارزیابی آن و ضرورت و مراحل آن می رویم. اجتهاد معنی لغوی و اصطلاحی اجتهاد:
«الاجتهاد فی اللغه مأخوذ من الجهد و هو بذل الوسع للقیام بعمل فیه ثقل»؛ اجتهاد در لغت برگرفته از جهد و تلاش است. یعنی بکارگیری تمام توانمندی در جهت تحقق یافتن عملی که در آن سختی و مشقت است. (امینی و آیتی، ۱۳۷۷ش، ص ۲۳۵)
جُهد و جْهد را نیز به معنای صعوبت، سختی و تلاش توأم با رنج گرفته اند و جهاد هم از همین معنا اتخاذ شده است.(قرشی، ۱۳۷۵ ش، ج ۲، ص ۷۷)
«و فی الاصطلاح ملکه تحصیل الحجج علی الاحکام الشرعیه او الوظایف العملیه شرعیه او عقلیه»؛ (همان) اجتهاد در اصطلاح بدین معناست که انسان مجتهد آنقدر ممارست و تلاش کند تا در او ملکه ای ایجاد شود که قدرت بر تحصیل ادله و حجج شرعی را پیدا کند و براساس آن بتواند احکام و وظایف عملی را بر مبنای مستندات شرعی و عقلی به اثبات برساند.
بیان دیگری نیز در این زمینه آمده است: «استفراغ الوسع فی طلب الحکم الشرعی»؛ اجتهاد به کار دیگری منتهای کوشش در استنباط حکم شرعی براساس ادله معتبره است. (مطهری، ده گفتار، ۱۳۷۳ش، ص ۱۰۱) اجتهاد در انظار فقیهان:
امام خمینی در این باره می گوید: «هو قوه استنباط الاحکام من الأدله و إمکانه و لو لم یستنبط شیئاً منها بالفعل؛(موسوی الخمینی، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۵) اجتهاد قوه استنباط احکام بر اساس ادله است و متغیر بودن آن برای مجتهد، اگرچه چیزی را در مرحله فعلیت اثبات ننموده باشد.
لازم به ذکر است که مراد از ادله شرعی همان کتاب، سنت، عقل و اجماع معتبر است. ضرورت تحصیل اجتهاد:
لزوم رجوع به متخصص در فنون مختلف یک اصل معتبر عقلایی و شرعی است و این اصل در قرآن کریم گاه به صورت تصریح و گاه تلویح آمده است؛ مثلاً آیه «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون»(انبیاء، ۷)، ارشاد به همین اصل عقلانی است. بر همین اساس آنچه را که جامعه انسانی بدان نیازمند است، لازم است که اهل آن بدان به عنوان یک ضرورت اجتماعی و واجب کفایی بپردازند تا سایر انسانها را در آن نیاز مستغنی سازند؛ لذا در آیه «نفر» خداوند متعال درباره وجوب این مسأله، خصوصاً درباره فقاهت در دین در قالب استفهام توبیخی، می فرماید: «فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین»؛ (توبه، ۱۲۲) چرا نباید از هر قوم و ملتی عده ای در صدد برآوردن نیاز دینی و فقهی مردم برآیند و جهت تحصیل و اجتهاد و فقاهت، رنج جابجایی و هجرت را بپذیرند تا پاسخگوی نیاز سایر افراد ملت خویش گردند؟
فقیه بلند مرتبه شیعی، صاحب جواهر، در این زمینه می گوید: «بنا بر نظر مشهور فقیهان امامیه تحصیل مرتبه اجتهاد واجب است؛ زیرا نظام زندگی انسانها برپایه آن است، بلکه در این موضوع دیدگاهی است که قایل به وجوب عینی برای این امر است». سپس ایشان این قول را ضعیف می شمارد و می گوید: «نعم قد یصیر الواجب الکفایی عینیاً بعدم قیام الناس به فانه حینئذ یجب علیهم جمیعاً التحصیل حتی یوجد من فیه الکفایه»؛ (نجفی، ۱۳۶۷ش، ج ۲۱، ص ۴۰۴) یعنی گاه واجب کفایی عینی می شود به سبب اینکه مردم بدان اهتمام ننموده اند. اینجاست که بر همه تحصیل اجتهاد واجب است تا جامعه به لحاظ وجود افراد لایق و لازم در عرصه اجتهاد و تفقه بی نیاز گردد و دوام دین در گرو تحقق این اصل و رعایت شرایط خاص آن و تحرک و پویایی آن است؛ یعنی اصل اجتهاد نمادی از جامعیت دین و توانایی پاسخگویی به نیازها در همه مکانها و زمانهاست. اصل لزوم تقلید از مجتهد زنده بر همین اساس است و پویایی فقاهت شیعی برخاسته از توانمندی و روشمندی اسلوب اجتهاد در آن است. علت انسداد باب اجتهاد در بسیاری از فرق (که بعداً بدان اشاره می رود) نیز به علت ناکارآمدی و دخالت شیوه های نادرست و برخاسته از رأی و افکار فردی و ورود آرای غیر مستند غیر شرعی به دین بوده است. لذا یکی از نمادهای فقاهت شیعی و مجاهدتهای علمای پیشین، ساماندهی و قانونمندی شیوه های اجتهاد براساس روشمندی مطلوب از سوی امامان معصوم می باشد تا از یکسو اجتهاد حرکت آفرین، پویا، همسو با نیازهای زمان و مکان و پاسخگوی ابعاد مختلف زندگی انسان شکل پذیرد و از سوی دیگر از ورود صناعتهای انحرافی، شیوه های التقاطی و باورهای غیر معقول و مشروع به عرصه دین جلوگیری به عمل آید. شهید صدر در زمینه قانونمندی و اسلوب دار بودن شیوه فقاهت شیعی، اینگونه می گوید: «ما در علم منطق شیوه های استدلال را می آموزیم و به قواعدی دست یابیم تا فکر و ذهن ما به هنگام معادلات و عملیات فکری از خطا مصون باشد و علم منطق از همین جهت پایه گذاری شده است». در علم اصول هم که

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.