اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرضیه های رستاخیز :
برای ما آدمیان، صحنه بسیار تکان دهنده ای است، وقتی جسم سرد «انسان » عزیزی که روزها و سالهای بسیار از حرارت و
شور و معنی آکنده بوده، در برابر دیدگان بازماندگانی بیقرار، با تمام شخصیت، دانش، تجارب، و همه خاطره هایش به
خاک و سنگ و مورچگان قبرستان سپرده می شود
.
در آن لحظات معمولا به فکر فرو می رویم. ما باور داریم که او روزی زنده خواهد شد. باوری که مایه دلداری و تسکین
داغداران و البته همه ماست، زیرا بدون شک ما نیز روزی خواهیم مرد
.
هم اکنون ما در عصری زندگی می کنیم که نظریه تکامل و فرضیه های پیدایش حیات، مبتنی بر پژوهشهای روزافزون
خیل عظیم محققان و دانشمندان، در کتب علمی و درسی مان، ارائه می شوند و جوانان فطرتا پاک و حقیقت جوی ما که
اخبار جستجوی حیات در دیگر سیارات را پیوسته می شنوند، طبعا گاهی همانند حضرت ابراهیم علیه السلام از
خدایشان می خواهند، به آنان نشان دهد «چگونه آیا دوباره زنده خواهند شد؟»براستی بعد از آن که رخت از این جهان
بربستیم، چگونه زنده خواهیم شد؟ آیا تصوری از چگونگی این امر غریب و شگفت انگیز داریم؟
معاد از اصول تمام ادیان الهی، نقطه عطف افکار فلسفی بشر و معنابخش زندگی دردآلود آدمی است. میزان و شدت
اعتقاد، به معاد رقم زننده سرنوشت ما در تصمیم گیری های حساس و خطیری است که در مسیر زندگی، از سالهای بلوغ
و جوانی تا آخرین لحظات عمر، به عمل می آوریم. از دیگر سو، هر چه تصور قانع کننده تری از چگونگی زنده شدن مجدد
خود داشته باشیم، طبعا اطمینان قلبی بیشتری پیدا خواهیم کرد. حضرت ابراهیم علیه السلام پیامبر اولوالعزم خداوند،
عطش خویش را در کسب اطلاع از چگونگی رستخیز آدمیان، با پرسیدن بی واسطه از خداوند، فرو نشاند. تصور، ابزار
تفکر آدمی است. در ترجمه های قرآن گاه می خوانیم که مردگانی که استخوانهایشان نیز متلاشی شده به طریقی دوباره
جان خواهند گرفت و از درون قبرهای خود بیرون خواهند آمد. تنها تصوری که به صورت یک نمایش کارتونی در زمینه
چگونگی معاد ارائه می گردد بازگشت ذراتی است که به استخوانهای الاغی مرده می چسبند و جان می گیرند. این در
حالی است که بسیاری از درگذشتگان قبری ندارند و شبهه آکل و ماکول از دیرباز همچنان مطرح است
.
بوعلی سینا دانشمند مشهور اسلامی نیز نتوانست تصوری معقول از معاد اجسام آدمیان در ذهن خویش ترسیم نماید. او
از آنجا که به صداقت پیامبرصلی الله علیه وآله ایمان داشت، زندگی اخروی را باور کرد. بسیاری از ما نیز چنین می کنیم
.
اما اگر بوعلی سینا، امروز در کنار ما می بود و از کشف اسرار حیرت انگیز دنیای حیات اطلاع می داشت، تصدیق می نمود
که جای یک تفسیر عصری، جای نظریه ای رسمی و جامع که جوابگوی نیاز اذهان عمومی بویژه نسل دانشجو باشد
;
خالی است. با توجه به مسائل سیاسی و فرهنگی عصر حاضر، ما نیازمند نظریه ای هستیم که با حقایق علمی سازگارتر و
برای دانشمندان و متفکران جهان قابل تامل پذیرتر باشد و از همه مهمتر بتواند مانع نفوذ افکاری در جامعه اسلامی ما
گردد، که با سنگ زیربنای فرهنگی مان تضاد دارند
.
این مقاله کوششی است به منظور دستیابی به نظریه ای بهتر برای چگونگی احیای مردگان در روز رستاخیز. قبل از آغاز
بحث لازم به ذکر است که بدن ما از قسمت های مختلفی تشکیل شده، که نقش بعضی از آنها در هویت و هستی ما
غیرقابل چشم پوشی است. مغز ما با ذخایر اطلاعاتی و قابلیتهایی که در تبدیل و تجزیه و تحلیل اطلاعات محیط و نیز
صدور فرامین دارد، مهمترین جایگاه را در ساختار هستی ما داراست. اما فعالیت مغز، مستلزم فعالیت دیگر قسمتهای
عمده بدن است تا انرژی موردنیاز سلولهای مغزی تامین شود. بنابراین سؤال بسیار مهمی که پاسخی روشن می طلبد
این است که آیا در روز رستاخیز ما دارای جسمی مادی خواهیم بود و مغزمان را که خصوصیات منحصر به فرد انسانی و
در واقع هویت ما را رقم زده و با خود خواهیم داشت؟ از این رو بایستی تصریح گردد که با عنایت به کلیه آیات و تفاسیر ارائه
شده در مورد رستاخیز، ما نیز در زمینه فرض ذیل به بررسی موضوع پرداخته ایم
:
پیش فرض: «آدمی در روز رستاخیز دارای جسمی مادی خواهد بود
».
ما چه هستیم؟ این چه چیزی است که باید زنده شود؟
بدن هر یک از ما در واقع مجموعه ای از ده هزار میلیارد سلول از حدود ۲۰۰ نوع مختلف است، که در کنار همدیگر به
فعالیتهای زیستی مشغولند. زندگی ما حاصل تعاملی گسترده و پیچیده میان این سلولهاست. بنابراین قابل تصور است
آنچه که باید در روز رستاخیز، زندگی مجدد ما را تحقق بخشد مجموعه عظیمی از سلولها خواهد بود. حال چطور چنین
مجموعه ای ساخته خواهد شد؟ آیا ده هزار میلیارد سلول به طور جداگانه ایجاد خواهند گشت و سپس هر یک در جای
مقرر خود گذاشته خواهند شد؟ با تامل و تدبر در آیات قرآن می توان چنین نتیجه گیری کرد که آنچه در روز رستاخیز
روی می دهد، چندان غریب و تصور ناکردنی نیست. چرا که مثالهایی همچون رویش گیاهان سبز پس از بارش باران در
صحرایی خشک و نیز یادآوری چگونگی پا به عرصه وجود نهادن ما آدمیان از دید علم زیست شناسی، کاملا معنی دار
هستند، به گونه ای که به جرات می توان براساس آنها به نظریه ای علمی برای معاد دست یافت. اما برای درک بهتر نظریه
جدید بایستی با روابطی که بین اجزای بدن ما وجود دارد، قدری آشنا شویم
.
همه موجودات زنده ای که بشر از دیرباز با آنها آشنا بوده از گیاهان گرفته تا انواع جانوران، مجموعه هایی از سلول هستند
و همه این مجموعه های سلولی مستقل، شکل نهایی ساختار خود را پس از تقسیمات متوالی یک سلول اولیه که به سلول
تخم مشهور است به دست می آورند. آنچه در بذر هر گیاه موجب رشد جوانه و ایجاد گیاهی جدید می گردد و یا در درون
تخم پرندگان و خزندگان موجبات پیدایش جنین و جانوری تازه را فراهم می آورد، همان سلول اولیه تخم است. در
پستانداران سلول تخم در داخل جایگاه مساعدی در درون بدن پستاندار ماده تقسیم های متوالی خود را انجام می دهد
.
از سلولهای تخم گوناگون، جانداران گوناگون به وجود می آیند. در واقع این تفاوت اطلاعات ژنتیکی موجود در سلولهای
تخم جانداران است که همه تفاوتهای مشهود بین آنان را به وجود آورده، از تفاوت های ظاهری دو خواهر گرفته تا اختلاف
شکل و ساختار گیاه گل نیلوفر با پروانه
.
اطلاعات ژنتیکی چه هستند؟
اطلاعات ژنتیکی هر سلول را، نحوه کنار هم قرار گرفتن اجزای زنجیره ای ملکولی، که بسیار طولانی است، تعیین
می کند. این زنجیره مولکولی به نام
AND
مشهور است و اجزای آن ملکولهای قلیائی هستند. در تمام جانداران تنها
چهار نوع ملکول یعنی بازهای آدنین، تیمین، گوانین و سیتوزین در ساختمان زنجیره ملکولی مزبور شرکت دارند. این
بدان معنی است که تمام دنیای عظیم حیات، با یک زبان چهار حرفی نگاشته شده است
!
ملکول سحرآمیز
AND
که در درون هسته سلول فرمانروایی می کند، با جذب و اتصال خارق العاده انبوهی از
ملکولهای بیجان سیاره زمین، انواعی از ترکیب های ملکولی بزرگ را تولید می کند و در نهایت توده ملکولی عظیمی را در
قالب مجموعه ای از سلولهای سازمان یافته که به فعل و انفعالات شیمیایی و تقابلهای بسیار پیچیده مشغولند، به وجود
می آورد
.
مهمترین ویژگی ملکول
AND
، قابلیت تولید ملکولهایی مشابه خود است. این پدیده نقطه عطفی در فعل و انفعالات
شیمیایی زمین در سه ونیم میلیارد سال قبل بوده است; زیرا همه حیات امروزی زمین به دنبال بروز قابلیت تکثیر در یک
ملکول بیجان روی داده است. این ملکول سحرآمیز را حتی در آزمایشگاه می توان به تکثیر واداشت
.
ملکول
AND
در جریان فعالیتهایش محتاج محیطی است پایدار که دارای شرایط مشخصی از نظر غلظت انواع مواد
باشد. این محیط ویژه که همان «سلول » است، همچون خانه ای برای زندگی به هر ملکول
AND
فرصت می دهد تا
قابلیتهای خود را بروز دهد. این که چه شد یک ملکول
AND
برای نخستین بار مسکن خود را یافت و در درون یک
سلول مستقر گردید یکی از موضوعات پژوهشی بسیار جذاب است و فرضیه هایی راجع به آن وجود دارند. اما چگونگی
وقوع این پدیده به هر نحوی هم که بوده باشد; چندان برای موضوع اصلی مورد بحث ما کلیدی نیست، بلکه این آگاهی از
اسرار و خواص ملکول
AND
است که به ما کمک می کند نظریه و تصوری برای معاد اجسام خود بیابیم
.
ساختمان ملکول
AND
ساختمان ملکول
AND
شبیه نردبانی است که حول یک محور فرضی در گردش می باشد. پله های این نردبان از
فت بازهای چهارگانه تشکیل شده اند. باز آدنین تنها با باز تیمین قابلیت جفت شدن دارد و باز تیمین تنها با باز آدنین
جفت می شود باز سیتوزین نیز تنها با باز گوانین پیوند تشکیل می دهد و برعکس. بنابراین اگر باز آدنین را با
A
نشان
دهیم و باز تیمین و سیتوزین و گوانین را به ترتیب با
T
و
C
و
G
، پلکان نردبان تنها یکی از چهار نوع زیر خواهد بود
:
A -T
یا
T-A
یا
C-G
یا
G-C
ستون های این نردبان از ملکول های قند دزوکسی ریبوز (آنها را با
S
نشان می دهیم
)
و گروه های فسفات (آنها را
P
نشان می دهیم) که به صورت یک درمیان به هم متصل شده اند، تشکیل شده است. فاصله
هر پله تا پله بعدی ۳۴/۰ نانومتر است. به ازای هر ده پله، یک چرخش در ملکول
AND
کامل می شود. یعنی در هر ۴/۳
نانومتر ملکول
AND
یک دور حول محور فرضی می چرخد. زاویه هر پله نیز با پله بعدی ۳۶ درجه می باشد
.
پیوندی که بین هر دو باز برقرار می شود از نوع پیوند هیدروژنی است. پیوند هیدروژنی نسبت به دیگر پیوندهای ملکول
AND
که کووالانسی هستند، ضعیف تر است. چنانچه این پیوندهای هیدروژنی گسسته شوند، دو رشته حاصل می شود
که هر رشته شامل توالی بازهای چهارگانه (البته به صورت منفرد) با ستونی از قند و فسفات خواهد بود. هر یک از این دو
رشته، یک رشته پلی نوکلئوتید خوانده می شوند درست مانند این که نردبانی را از قسمت میانی پلکان آن، به دو نیمه
تقسیم کنیم
.
این دو نیمه از نردبان یعنی در واقع دو رشته پلی نوکلئوتید، می توانند هر یک از بازهای منفرد خود را با بازهای پراکنده
موجود در فضای سلول جفت کنند. ملکولهای پراکنده قند و فسفات نیز ستون طرف مقابل را ترمیم می کنند. هر یک از
بازها، طبق آنچه آمد، تنها با جفت خود قابلیت اتصال و تشکیل پیوند هیدروژنی دارد، بنابراین هر یک از دو رشته
پلی نوکلئوتید (نیمه های نردبان) به ملکول
AND
یی دقیقا نظیر ملکول
AND
ی اول (نردبان اولی) تبدیل
می شوند. ملکول
AND
این گونه تکثیر می یابد. اطلاعات ژنتیکی را نیز ترتیب قرار گرفتن بازها در رشته های پلی
نوکلئوتید ملکول
AND
تعیین می کند
.
از یک سلول تا یک جاندار پرسلولی
ملکول
AND
در درون هر سلول، مانند کلافی، کاملا درهم پیچیده شده است. این ملکول ضمن آن که فعالیت های
شیمیایی خاصی را در درون سلول به راه انداخته و آنها را کنترل می کند، همان طور که توضیح داده شد، در شرایط
مناسب، ملکول
AND
ی جدیدی مشابه خود را نیز به وجود می آورد
.
در سلول اولیه تخم انواع جانداران پرسلولی، معمولا چندین ملکول
AND
حجم بسیار زیادی از اطلاعات لازم برای
تشکیل مجموعه ای میلیاردها سلولی را در خود نهفته دارند. در سلول تخم این جانداران وقتی ملکول های
AND
ی
جدید ساخته می شوند به همراه نیمی از ارگانهای سلولی که آنها نیز تکثیر یافته اند به گوشه ای از سلول مهاجرت
می کنند و آن گاه دیواری از جنس دیواره سلول بین دو گروه ملکول
AND
ی قدیم و جدید در سلول ایجاد می گردد
.
اکنون مجموعه ملکول های
AND
ی جدید با حصار کاملی که به دورش وجود دارد، در واقع سلول تازه ای است در کنار
سلول اولیه
.
سپس دو سلول که هر دو، ملکول های
AND
ی مشابهی دارند، دوباره شروع به ساختن ملکول های
AND
ی
جدیدی می کنند و ملکول های
AND
ی جدید نیز به گوشه ای از سلول مهاجرت می کنند و فضای بین دو گروه ملکول
AND
در هر دو سلول توسط دیوارهایی تقسیم می شود و مجموعه دو سلولی ما به مجموعه ای چهار سلولی تبدیل
می شود و هر چهار سلول مجددا ملکول های
AND
ی جدیدی می سازند و بدین ترتیب تعداد سلولهای مجموعه ما
مشتمل بر ۸ سلول و سپس ۱۶ و سپس ۲ برابر و ۲ برابرهای دیگر می گردد
.
در انسان، مجموعه سلولهای تکثیر شونده، توده ای را تشکیل می دهند که بتدریج در میان این توده، حفره ای به وجود
می آید و در نتیجه گویچه ای توخالی ایجاد می شود. در این گویچه بعضی از سلولها جنین را به وجود می آورند و سلولهای
دیگر به عمل تکثیر خود ادامه می دهند و غشای محافظ جنین و نیز جفت را – که از طریق آن با سیستم خونی مادر
ارتباط برقرار می شود – به وجود می آورند. توده سلولی که جنین از آن به وجود می آید، ابتدا دارای دو لایه و سپس سه
لایه می شود. این پدیده اولین انقلاب عمده ای است که بین سلولهای بدن ما تفاوت ایجاد می کند و در درون سلولهای
مجاور هم، تداخلهای فیزیکی و شیمیایی به وجود می آورد. به گونه ای که در برخی از سلولهای مجموعه، قسمت های
خاصی از ملکول
AND
از حالت کلاف بیرون می آیند. در نتیجه آن، نسل تولیدی این سلولها که در نحوه پیچ خوردگی
کلافه
AND
یشان، تغییر ایجاد شده، نیز این تغییر را در پیچ خوردگی های کلاف
AND
ی خود خواهند داشت
.
قسمت های بیرون آمده از حالت کلاف ملکول
AND
که در اصطلاح علمی به قسمت های بیان شده
(Expressed)
موسومند، خواص کلیدی خود را در سلول بروز می دارند و باقی قسمتهای ملکول
AND
به طور خاموش در درون
سلول باقی می مانند تا مگر در نسلهای بعدی از حالت کلافگی خارج و فعال گردند
.
نقش ملکول
AND
در تمایز سلولی
چگونگی ارتباط میان قسمتهای بیان شده ملکول
AND
در هر سلول با شکل و خصوصیات کلی آن سلول را می توان
به شرح زیر تجسم نمود
.
جفت ملکولهای بازی در قسمتهایی از ملکول
AND
که از حالت کلاف پیچیده خارج شده اند در اثر فعالیت یک پروتئین
(
آنزیم) موجود در فضای سلول از هم جدا می شوند و ملکولهای بازی آزاد در فضای سلول را طبق همان خاصیت
جفت شوندگی خود جذب می کنند و براساس قوانین و معانی ملکولی نهفته در توالی بازها، در کنار یکدیگر قرار می دهند
و بدین ترتیب زنجیره های کوتاهی از ملکول های باز ساخته می شود و در فضای سلول رها می گردد که دقیقا از روی ملکول
و بدین ترتیب زنجیره های کوتاهی از ملکول های باز ساخته می شود و در فضای سلول رها می گردد که دقیقا از روی ملکول
AND
الگوبرداری شده اند
.
این زنجیره های ملکولی به
RNA
مشهورند
.
RNA
در فضای سلول نقش الگویی را برای در کنار هم قرار گرفتن
ملکولهای نسبتا بزرگتری که به اسید آمینه مشهورند، بازی می کنند. بیست نوع ملکول اسید آمینه در فضای سلولهای
جانداران وجود دارند که با در کنار هم قرار گرفتنشان براساس
RNA
، زنجیره های ملکولی عظیم و غول آسایی به نام
پروتئین ایجاد می شود
.
پروتئین ها انواع مختلفی دارند و هر یک خاصیتی ویژه خود را داراست. خاصیت مهم پروتئین ها از زوایای ملکولی
خاصشان ناشی می شود، زیرا علاوه بر این که خودشان نقش ساختمانی دارند، می توانند ملکولهای مختلف موجود در
سلول را با هم ترکیب کنند و مواد ساختمانی جدیدی، بسازند. ملکولهای ساختمانی ایجاد شده پیوسته در فضای سلول
رها می شوند و بعد از مدتی سرگردانی عاقبت به دلیل شکل فضایی و نیروهای جاذبه و دافعه ملکولی، به جایی که دقیقا با
زوایای ملکولی شان جور باشد برخورد می کنند و قویا متصل می شوند. پروتئین های مختلف بویژه به دلیل ساخت
ملکولهای ساختمانی گوناگون، ساختارهای مختلفی را در سلول تشکیل می دهند. بدین ترتیب همچون ساختمان انواع
بلورها که براساس خواص ملکولهای سازنده خود، تشکیل و حتی ترمیم می شوند، ساختمان سلول رقم می خورد
.
کلیه واکنش های شیمیایی و فیزیکی حیاتی در سلول ها توسط پروتئین ها به انجام می رسد. سرخی خون ما به علت
پروتئینی است که ملکولهای اکسیژن هوا را از آلوئولهای ریه به سلولهای بدن ما می رساند
.
براساس این که چه نوع ملکولهای پروتئینی و با چه مقداری در هر سلول تولید شوند – که طبعا این را قسمتهای بیان
شده ملکول
AND
رقم می زند – شکل و فعالیتهایی که آن سلول دارا خواهد بود، تعیین می شود
.
هم اکنون با توجه به پدیده بیان شدن قسمتهای مختلف ملکول
AND
در جریان تقسیم سلولی، می توان دریافت که
چگونه از یک سلول تخم با یک ملکول
AND
که همواره در همه تقسیم ها
دقیقا بازسازی می شود و بدون تغییر به
سلولهای بعدی منتقل می گردد، گاه سلول شبکیه چشم به وجود می آید که در اثر تابش نور، نوعی جریان الکتریسیته را
تولید و به مغز می فرستد و گاه سلول عضلانی که در اثر جریان الکتریسیته ای که از مغز می آید، در یک جهت جمع و
کوچک می شود و به جاندار حرکت می بخشد
.
تغییر در بیان ملکول
AND
بارها در تقسیمات سلولی جنین در مراحل و محل های مختلف به نحو برنامه ریزی شده
ای روی می دهد و در نتیجه نسلهای سلولی جدیدی که از نظر ظاهر و فعالیت با سلولهای والد خود متفاوتند به وجود
می آیند و همچون درختی که هر شاخه اش عضوی را بسازد و هر عضو، شاخه های جدیدی را، ساختمان جنین با تمامی
ارگانهای مختلفش از مغز گرفته تا قلب و کلیه و پوست شکل می گیرد. (لازم به ذکر است بیان شدن ملکول
AND
بعد از
مراحل اولیه تقسیمات سلولی به طور وسیعی متاثر از اطلاعات ژنتیکی این ملکول و محصولات پروتئینی است که
حاصل می کند
).
قرآن و رستاخیز
با توجه به این حقایق علمی، زمانی که به قرآن و تفسیرهای موجود مراجعه می کنیم که دریابیم تا چه حد می توان پی برد
که در روز رستاخیز با چه سازوکاری زندگی دوباره خود را به دست خواهیم آورد، به نکات جالب توجه و افشاکننده ای
برمی خوریم که به شرح زیر گزارش می شود
.
اگر تمامی آیات مرتبط با چگونگی وقوع رستاخیز اجسام مان را دسته بندی کنیم، دسته ای از آیات به رویش گیاهان
اشاره دارند
:
«
و ان کل لما جمیع لدینا محضرون وآیه لهم الارض المیته احییناها و اخرجنا منها حبا فمنه یاکلون » (یس /۲۳ و۳۳
).
«
و هو الذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلت سحابا ثقالا سقنه لبلد میت فانزلنا به الماء فاخرجنا به من
کل الثمرات کذلک نخرج الموتی لعلکم تذکرون » (اعراف /۵۷
)
«
ومن آیاته انک تری الارض خشعه فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت وربت ان الذی احیاها لمحی الموتی انه علی کل شی ء
قدیر» (فصلت /۳۹
)
«
فانطر الی اثار رحمت الله کیف یحی الارض بعد موتها ان ذلک لمحی الموتی و هو علی کل شی ء قدیر
».
«..
رزقا للعباد واحیینا به بلده میتا کذلک الخروج » (ق /۱۱
)
«
والذی نزل من السماء ماء بقدر فانشرنا به بلده میتا کذلک تخرجون » (الزخرف /۱۱
)
«
یخرج الحی من المیت ویخرج المیت من الحی و یحی الارض بعد موتها وکذلک تخرجون » (روم /۱۹
)
«
والله الذی ارسل الریاح فتثیر سحابا فسقنه الی بلد میت فاحیینا به الارض بعد موتها کذلک النشور» (فاطر /۹
)
نوع مثالهایی که در این آیات و آیات مشابه دیگر انتخاب شده اند، تصور آفرینند. آشکار است که هرگز ساقه های خشک و
بیجان در اثر بارش باران، جان دوباره نمی گیرند. بلکه این رویش گیاهانی جدید با ساقه و برگهایی تازه است که حیات را
در سرزمینی خشک و مرده به وجود می آورد. از دید ملکولی نکته جالب توجهی را که این دسته آیات به آن اشاره دارند
می توانیم خاصیت خارق العاده ملکول
AND
در بذر گیاهان بدانیم. ملکولی که در اثر بارش باران و ایجاد رطوبت کافی
فعال می شود و به طرز حیرت انگیزی ملکولهای خاک و هوا را با هم ترکیب می کند و مواد سبزرنگی ایجاد می کند که
انرژی خورشید را جذب می کنند و به فرآیندهای فتوشیمیایی خاص خود مشغول می شوند. قدرت الهی در سبز کردن
یک بیابان خشک در واقع در ملکول
AND
متجلی می شود، زیرا باران هرگز نمی تواند در خاک کاملا خالص و فاقد
ملکول
AND
سرسبزی ایجاد کند، مگر این که پس از میلیونها سال تداوم رطوبت و فعل و انفعالات شیمیایی میان
عناصر خاکی بیجان باز مجددا ملکول
AND
یی حادث و حاصل گردد
.
گروهی از آیات نیز به دوران جنینی پیدایش انسان اشاره دارند
:
«
وانه هو امات و احیا و انه خلق الزوجین الذکر و الانثی من نطفه اذا تمنی و ان علیه النشاه الاخری » (نجم /۴۷-۴۴
)
«
فلینظر الانسان مم خلق خلق من ماء دافق یخرج من بین الصلب والترائب انه علی رجعه لقادر یوم تبلی السرائر» (طارق
/۹-۵)
«
الم یک نطفه من منی یمنی ثم کان علقه فخلق فسوی فجعل منه الزوجین الذکر والانثی الیس ذلک بقادر علی ان یحیی
الموتی » (قیامت /۴۰-۳۷
)
«
من ای شی ء خلقه من نطفه خلقه فقدره ثم السبیل یسره ثم اماته فاقبره ثم اذا شاء انشره » (عبس/۲۲-۱۸
)
در بعضی از آیات نیز آمده است همین گونه که اینک موجودیت یافته ایم، یک بار دیگر نیز زندگی را به دست خواهیم آورد
:
«
وعرضوا علی ربک صفا لقد جئتمونا کما خلقنکم اول مره بل زعمتم الن نجعل لکم موعدا» (کهف /۴۷
)
«..
کما بداکم تعودون » (اعراف /۲۹
)
«
ولقد جئتمونا فردی کما خلقناکم اول مره » (انعام /۹۴
)
«
افعیینا بالخلق الاول بل هم فی لبس من خلق جدید» (ق /۱۵
)
«
اولم یر الانسان انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم مبین × وضرب لنا مثلا ونسی خلقه قال من یحی العظام وهی رمیم
.
قل یحییها الذی انشاها اول مره وهو بکل خلق علیم × الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا فاذا انتم منه توقدون × او
لیس الذی خلق السموات والارض بقادر علی ان یخلق مثلهم بلی و هو الخلاق العلیم » (یس /۸۱-۷۷
)
به نظر ما نقطه اشتراک دیدگاههای همه این آیات، خواصی است که از ملکول
AND
برمی خیزد. آیه زیبای زیر این
نظرمان را قوت می بخشد
:
«
والله انبتکم من الارض نباتا ثم یعیدکم فیها و یخرجکم اخراجا» (نوح ۱۸-۱۷
)
با توجه به اصطلاح بسیار ظریف رویانیدن (انبتکم) در این آیه و دوران جنینی (رویانی) موجود در رحم مادر و نیز
شواهد علمی و مستندی که در زمینه پیدایش و گسترش حیات در طول ۵/۳ میلیارد سال در سیاره زمین ارائه گردیده
است
. (۱)
می توان به ملکول
AND
و روند منطقی رویش و تقسیم سلولی که توسط طبیعت و در واقع اراده پروردگار
برای پیدایش حیات و انسان برگزیده شده، به عنوان افقی راهگشا نگریست که بخش عمده ای از ابهامات تولد دوباره در
روز رستاخیز را برای ما قابل تصور می سازد
.
ارائه یک تصور در قالب چند فرضیه
خداوند بزرگ که از نگرانی فراوان بشر نسبت به سرنوشت خویش آگاه بوده است، در برابر این پرسش قدیم و مستمر
آدمیزادگانش در کتابی که برای راهنمایی تمام بشر نازل فرموده، مثالهایی را برگزیده است که امروزه به کمک کشفیات
علمی آنها را بسیار معنی دار می یابیم. چرا که براستی از دید ملکولی، اساسا تفاوتی میان رویش گیاهان و پیدایش انسانها
نیست و هر موجود زنده پرسلولی که بنا باشد به وجود بیاید، محتملترین راه پیدایشش تقسیمات فوق العاده حساب شده
و هدفدار سلولی است تا تمامی سلولهای این موجود زنده موردنظر، در محل ویژه خود نقش خویش را ایفا کنند و
مجموعه واحدی از زندگی را تشکیل دهند
.
از این رو براساس آنچه آمد برای پیدایش مجدد انسانها (که موجوداتی پرسلولی هستند) در روز رستاخیز می توان متصور
شد که
:
فرضیه اول: «برای پیدایش مجدد هر انسا،ن یک رویش جنینی روی خواهد داد که در آن رویش، ملکول
AND
در یک
سلول اولیه، مشابه سلول نطفه در زندگی زمینی، نقش اصلی را در رقم زدن خصوصیات هر فرد بازی خواهد کرد
».
قسمت های بعدی تصور در خصوص محل وقوع تقسیمات سلولی و رویش جنینی و نیز چگونگی ساخت ملکول
AND
را پس از مطالعه دیگر آیات قرآن ارائه می نماییم. در نگاه اول ممکن است چنین به نظر رسد که آیات ۲۵۹ و ۲۶۰ سوره
بقره مخالف فرضیه ارائه شده هستند. از این رو گزارش بررسی این آیات ارائه می شود
:
آیه اول: «او کالذی مر علی قریه وهی خاویه علی عروشها قال انی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله مائه عام ثم بعثه قال
کم لبثت قال لبثت یوما اؤ بعض یوم قال بل لبثت مائه عام فانظر الی طعامک وشرابک لم یتسنه وانظر الی حمارک
ولنجعلک آیه للناس وانظر الی العظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحما فلما تبین له قال اعلم ان الله علی کل شی ء قدیر
» (
بقره /۲۵۹
)
در کتب تفسیر اختلاف نظرهایی در دیدگاه های مفسران نسبت به بندبند این آیه مشهود است، در حالی که طبعا در هر
مورد یکی از این تفسیرها به حقیقت نزدیک تر می باشد. اگر گزیده هایی از این تفاسیر متعدد را در مورد هر بخش این آیه
کنار هم بگذاریم، به نکات جالب و افشاءکننده ای می رسیم
:
اولا با توجه به آیه ۶۰ سوره انعام که در آن از خوابیدن به هنگام شب به مرگ موقتی تعبیر شده که به هنگام برخاستن از
خواب (ثم یبعثکم… همین گونه که در آیه ۲۵۹ بقره از بعثه استفاده شده) پایان می یابد، اگر نظر مفسری را بپذیریم که
اظهارنظر کرده بود بدن آن مرد (احتمالا نام او عزیر بوده است) از هم نپاشیده و تنها در خوابی طولانی فرو رفته است
. (۲)
ثانیا اگر از میان مفسران (سدی، ضحاک، و قتاده و ربیع) نظر سدی را بپذیریم که اظهار داشته این پیدایش دوباره الاغ
بوده که به نمایش گذاشته شده، در این صورت به یک رویش جنینی می رسیم
!
البته این سؤال را که این رویش جنینی در چه محیطی و به چه نحوی روی داده که برای عزیر قابل رؤیت بوده نمی توان
پاسخ داد، اما به دو دلیل این پیدایش، جنینی بوده است
:
دلیل اول: در تفسیر المیزان آمده است که «ننشز» در آیه ۲۵۹ بقره از مصدر انشاز به معنی رشد و نمو دادن است، و در
دنباله، نظر مفسران دیگری آورده شده که با توجه به معنی «ننشر» تا حدی دریافته بودند که به عزیر خطاب شده به
رشد استخوان ها بنگرد. اما
ظاهرا چون نتوانسته بودند توجیه کنند که این کدام استخوانها هستند که رشد می کنند که
عزیز باید به آنها بنگرد، گفته اند: «مراد به عظام، استخوان های داخل بدن زندگان است که انشاز آنها یعنی این که خدا
آنها را نمو می دهد و گوشت بر روی آنها می پوشاند، خود از آیات بعث است برای این که می فهماند آن خدایی که به این
استخوان ها جان می دهد و در نتیجه استخوان ها نمو می کنند، قادر است مردگان را زنده کند» (ص ۲۹۰ تفسیر المیزان
ترجمه) (البته تفسیر المیزان نظر این مفسران را قبول نکرده است
).
دلیل دوم: پوشاندن استخوانها با گوشت (ثم نکسوها لحما) دقیقا همان بیانی است که یک بار دیگر نیز در قرآن کریم،
استفاده شده است. اما، برای یک رویش جنینی: «ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین ثم جعلناه نطفه فی قرار مکین
ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله
احسن الخالقین »؟
می بینیم که بیان زیبای «کیف ننشزها ثم نکسوها لحما» دیگر حرفی برای گفتن باقی نگذاشته است
.
آیه دوم: «واذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی، قال اولم تؤمن قال بلی ولکن لیطمئن قلبی قال فخذ اربعه من
الطیر فصرهن الیک ثم اجعل علی کل جبل منهن جزءا ثم ادعهن یاتینک سعیا واعلم ان الله عزیز حکیم » (بقره /۲۶۰
)
در تفسیر المیزان در مورد این آیه تصریح شده است که این آیه نحوه احیاء مجدد را بیان می دارد، نه امکان آن را خصوصا
با توجه به این که در پایان آیه آمده است: «… واعلم ان الله عزیز حکیم » و نیامده: «.. واعلم ان الله علی کل شی ء قدیر
».
موارد زیر در تفسیر المیزان در همین زمینه آمده است
:
«
و این همان اشکالی است که فرعون به موسی کرد و گفت: پس بگو ببینم سرنوشت گذشتگان چه شد؟ موسی در
پاسخش، سخن از علم خدا کرد و گفت، علم این مساله نزد پروردگار من در کتابی است و پروردگار من نه چیزی را گم
می کند و نه از یاد می برد» (طه/۵۱
)
«
سؤال ابراهیم علیه السلام از کیفیت زنده کردن مردگان است که خدا چطور آنان را زنده می کند. نه از این که اجزای
مرده چگونه برای بار دوم حیات را می پذیرد. او پرسید: کیف تحی؟ (به ضم تاء) یعنی چطور زنده می کنی و نپرسید کیف
تحیی؟ (به فتح تا)، یعنی چطور زنده می شوند؟
»
«
ابراهیم می خواسته کیفیت فعل خدا در احیای مردگان را ببیند، نه کیفیت زنده شدن اجزا را. این معنا را از خود کلمه
–
ادع – نیز می توان استفاده کرد، برای این که اگر منظور ابراهیم تماشای زنده شدن اجزای طیور بود، با در نظر گرفتن
این که طیور در محلی دور قرار گرفته بودند، و صدا زدن از راه دور در واژه عرب – نداء – گفته می شود، نه – دعا – باید
فرموده باشد – ثم نادهن- و چون این طور نفرموده بلکه کلمه دعا را که مخصوص صدا زدن از نزدیک است به کار برده،
می فهمیم که با اجزای طیور کاری نداشته. معنای این که فرمود «یاتینک سعیا» این است که روح مرغان به جسد خود
برمی گردد و بعد با سرعت به سویت می آیند
».
و نیز: «.. خدای سبحان هم وقتی موجودی از موجودات جاندار را ایجاد کند و یا زندگی را;چ ظظ دوباره به اجزای ماده
آن برگرداند، ایجادش تحت به روح صاحب حیات آن متعلق می شود. و آن گاه به تبع آن البته اجزای مادی آن نیز موجود
می شود، و همان روابطی که قبلا بین اجزا بود، مجددا برقرار می گردد و چون آن روابط نزد خدا، محفوظ است، این ماییم
که احاطه ای به آن روابط نداریم، پس تعیین جسد به وسیله تعیین روح است و جسد بلافاصله بعد از تعیین روح، متعین
می شود
».
واضح است که تحلیل آیات فوق به این نتیجه منجر نشده که ذرات پراکنده همه از همه سو جمع شده اند و در یک جا
پرنده ای را ایجاد کرده اند. اگر هدف طرح چنین تصوری برای ما می بود کافی بود تنها یک پرنده قطعه قطعه و بخوبی له
و پراکنده شود (شاید برخی معتقد باشند، منظور رفع شبهه آکل و ماکول بوده است. اما شبعه آکل و ماکول موضوع
دیگری است. موضوع تنها این نیست که اگر ذرات بدن دو جاندار با هم مخلوط شود، چگونه از هم جدا خواهند شد
.
شبهه این است که مثلا فرزند یک زن و مرد آدمخوار که تقریبا همه ذرات بدنش متعلق به آدمهایی دیگر است، چگونه در
روز رستاخیز، ذرات بدن خود را از خورده شدگان خواهد گرفت
).
ما معتقدیم، پیامی که در مخلوط کردن گوشت ها نهفته، تاکیدی است بر این که فرقی نمی کند گوشت این پرنده باشد یا
پرنده دیگر و تفاوتی ندارد که ذرات تشکیل دهنده بال پرنده ای که زنده می شود، حتما همان ذرات قبلی خودش باشد
.
ذرات و ملکولهای سازنده سلولهای بدن پرندگان اهمیتی و اصالتی نداشته اند که حتما به پرنده قبلی بازگردند. مهم،
همان پرنده قبلی بوده که تنها با روابط دقیقی که بین اجزا و ذراتش برقرار بوده، متعین می شده است. جالب است که
تفسیر المیزان نیز از روابطی بین اجزای مادی که نزد خدا محفوظ بوده و ما به آن احاطه ای نداریم یاد می کند و بیشتر
از آن که این مورد را معجزه گونه بداند، آن را یک روند حساب شده و علمی قلمداد می کند. چه روابط مهمی بین ذرات
بدن پرنده وجود دارند که او را با همه خصوصیاتش رقم می زنند و هست می کنند؟ ملکولهای بدن پرنده با چه آرایشی
کنار هم چیده می شوند؟ چه برنامه ای، چه اطلاعاتی این ملکولها را به صورت پروتئین و گوشت و پوست و استخوان
درمی آورد؟ با توجه به حقایق علمی ارائه شده، جواب این سؤال را در حد بسیار خوب و قابل قبولی می دانیم
.
بررسی آیات ۲۵۹ و ۲۶۰ سوره بقره از این بابت مهم بودند که روشن شود با فرضیه نظریه جدید ناسازگار نیستند و
نمی توانند صرفا تاکیدکننده نظریه سابق باشند. صحیح نخواهد بود اگر تنها این دو آیه را مستمسک خود قرار دهیم،
زیرا ما در زمان وقوع این دو ماجرا حاضر نبوده ایم، اما رویش گیاهان واقعه ای بوده است در معرض دید تمام انسان ها
.
هرگز در سرزمینی خشک ساقه خشکیده و مرده یک بوته گیاه وحشی، به آب باران جان دوباره نمی گیرد، بلکه همواره
ساقه ای نو می روید و برگ سبز تازه ای ایجاد می کند، چرا باید استخوانهای مرده دوباره جان بگیرند؟
در چه مکانی؟
در غالب ترجمه های قرآن، برداشتی القا می شود مبنی بر این که در روز رستاخیز، انسان ها از درون قبرهایی که در آن
دفن شده اند، خارج می شوند. لازم بود گزارش موشکافی و تحلیل کلیه آیات مرتبط با این موضوع ارائه شود. در آیه ۷ سوره
حج آمده است: «وان الساعه اتیه لاریب فیها وان الله یبعث من فی القبور» که ترجمه شده: و محققا ساعت قیامت بی هیچ
شک بیاید و خدا به یقین مردگان را از قبرها برانگیزد
.
دقت کنیم گفته نشده است: «الله یبعث… من فی القبور» بنابراین ترجمه دقیق این آیه پس از بررسی دیگر آیات قرآن از
این قرار خواهد بود: «و محققا ساعت قیامت بی هیچ شک بیاید و خدا به یقین آنان را که در قبرها هستند (کنایه از
مردگان) برانگیزد» یعنی ممکن است این برانگیختن، از قبرها باشد و ممکن است از قبرها نباشد
.
برای ما آدمیان، مرقد و آرامگاه از دست رفتگانمان معنی و مقام خاصی دارد، حتی اگر درون قبر تنها لباس یا کلاه یا
پلاکی باشد. اما ما می دانیم که عزیزی که به احترامش بر سر مزار او حاضر می شویم اکنون درون قبر نیست و
استخوان های خشکیده و متلاشی شده او گرچه بسیار خاطره انگیزند، دیگر هیچ ارتباطی با او ندارند. در واقع مزار و
آرامگاه مردگان محلی است نمادین و قراردادی که به التزام نیازهای زندگی اجتماعی انسان در دنیای مادی و ملموس
اهمیت یافته است
.
پس عبارت «من فی القبور» بیشتر از آن که بیانگر وجود اشخاصی درون قبرها باشد کنایه از مردگان است، همان گونه که
«
اصحاب القبور» کنایه از مردگان است: «کما یئس الکفار من اصحاب القبور» (ممتحنه /۱۳
)
در کتاب قاموس قرآن «من فی القبور» در آیه ۲۱ فاطر چنین معنا شده است: «ان الله یسمع من یشاء وما انت بمسمع من
فی القبور
».
«
من فی القبور: کسانی که گوش شنوا ندارند و از شنیدن کلام خدا محرومند یعنی کفار عنود و لجوج
».
بسیاری از انسان ها قبری نداشته اند، جسدشان کاملا سوخته، و در هوا منتشر گشته و یا در دریا خوراک ماهیان گشته
است و لذا چون در روز رستاخیز، همه انسان ها باید محشور شوند، بعید است تنها به حشر کسانی که در قبرها گذاشته
شده باشند عنایت شده باشد. ما هیچ تضمینی نداریم که حتی قبرهای امروزی مان در آینده، دستخوش تخریب در
حفاری ها و شهرسازی ها نگردند. چه بسا اگر معدود قبوری نیز تا به روز قیامت باقی بمانند در آن روز نابود شوند
:
«
و اذا القبور بعثرت » (انفطار /۴
)
«
افلا یعلم اذا بعثر ما فی القبور» (عادیات /۹) زیرا «بعثر» به معنی به هم ریخته شدن و تار و مار شدن نیز هست
.
در آیات قرآن، نوعی ظرافت و اصرار خاص در به کار بردن لغات وجود دارد. در تمام مواردی که عینا و مستقیما صحبت از
خروج در روز رستاخیز است، از لغت دیگری استفاده شده است. آن لغت اجداث است. و تنها۳ بار مورد استفاده قرار
گرفته است
:
«
و نفح فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون » (یس /۵۱
)
«
خشعا ابصارهم یخرجون من الاجداث کانهم جراد منتشر» (قمر /۷
)
«
یوم یخرجون من الاجداث سراعا کانهم الی نصب یوفضون » (معارج /۴۳
)
و این همان نکته ظریف و هوشمندانه ای است که ما نیز توقع آن را داریم، البته نمی خواهیم بگوییم «اجداث » واژه
ناشناخته ای است و اولین بار در قرآن آمده، زیرا در بررسی های به عمل آمده مشخص شد عرب زبانان از دوران قبل از
اسلام، گاه از اجداث برای معنی قبور استفاده می کرده اند. اما بدون شک اجداث در آیات فوق نام مکانی است که به هر
حال به روز قیامت تعلق دارد. لغات بسیاری در قرآن هستند که با وجود رایج بودن و داشتن معنای ظاهری واضح، در
قرآن تاکید و تصریح شده که ما معنی این کلمات را نمی دانیم. مانند «ما ادرک ما لیله القدر» و «و ما ادرک ما الطارق » «ما
ادرک ما یوم الدین » «ما ادرک ما سجین
».
به نظر ما معنایی که در قرآن برای اجداث موردنظر بوده، سوای اطلاق تحت اللفظی عامه است. در تمام مواردی که از
لغت «اجداث » استفاده شده، قبل از آن «من » آمده است
:
«..
من الاجداث » یعنی از درون اجداث، اما حتی یک بار هم «من القبور» نیامده است. می توانیم بگوییم که منظور از قبور
در قرآن، همین قبرهای دنیوی است و منظور از اجداث، چیزی است که نمی دانیم و ندیده ایم. شاید آیه ۶۱ سوره واقعه،
تنها همین پیام را خواسته است فریاد بزند
:
«..
علی ان نبدل امثالکم وننشئکم فیما لاتعلمون
».
در این آیه و آیه های قبل و بعد از آن تدبر بیشتری به خرج می دهیم
:
«
نحن قدرنا بینکم الموت وما نحن بمسبوقین علی ان نبدل امثالکم وننشئکم فیما لاتعلمون ولقد علمتم النشاه الاولی
فلولا تذکرون » (واقعه /۶۲-۶۰
)
در آیه ۶۰ از مرگ انسان ها سخن آمده است که از آن گریزی نداریم و بعد عدم ناتوانی مقدر کننده مرگ، در تبدیل امثال
ما گوشزد شده است.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
