اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …]
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …]:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] :
یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین (۱۴۹)بل الله مولاکم و هو خیر الناصرین (۱۵۰)سنلقی فی قلوب الذین کفروا الرعب بما اشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطانا و ماواهم النار و بئس مثوی الظالمین (۱۵۱)و لقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم باذنه حتی اذا فشلتم و تنازعتم فی الامر و عصیتم من بعد ما اراکم ما تحبون منکم من یرید الدنیا و منکم من یرید الآخره ثم صرفکم عنهم لیبتلیکم و لقد عفا عنکم و الله ذو فضل علی المؤمنین (۱۵۲)اذ تصعدون و لا تلوون علی احد و الرسول یدعوکم فی اخراکم فاثابکم غما بغم لکیلا تحزنوا علی ما فاتکم و لا ما اصابکم و الله خبیر بما تعملون (۱۵۳)ثم انزل علیکم من بعد الغم امنه نعاسا یغشی طائفه منکم و طائفه قد اهمتهم انفسهم یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه یقولون هل لنا من الامر من شی ء قل ان الامر کله لله یخفون فی انفسهم ما لا یبدون لک یقولون لو کان لنا من الامر شی ء ما قتلنا هاهنا قل لو کنتم فی بیوتکم لبرز الذین کتب علیهم القتل الی مضاجعهم و لیبتلی الله ما فی صدورکم و لیمحص ما فی قلوبکم و الله علیم بذات الصدور (۱۵۴)ان الذین تولوا منکم یوم التقی الجمعان انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا و لقد عفا الله عنهم ان الله غفور حلیم (۱۵۵)
صفحه : ۶۴
ترجمه آیات
ای اهل ایمان اگر از کافران پیروی کنید شما را باز از دین اسلام به کفر بر می گردانند آنگاه شماهم از زیان کاران خواهید گشت(۱۴۹).
(ای مسلمین)از کافران یاری مجوئید که خدا یار شما است و او از بهترین یاری کنندگان است(۱۵۰).
دل کافران را بیم ناک و هراسان کنیم زیرا که چیزی را برای خدا شریک قرار دادند که اصلا بر آن حقیقتی و دلیلی نبود و منزل گاه آنها آتش دوزخ است و سرای ستمکاران بسیار بد منزلگاهی است(۱۵۱).
و به حقیقت، راستی و صدق وعده خدا را(که شما را بر دشمنان غالب می گرداند)آن گاه دریافتیدکه غلبه کردید و به فرمان خدا کافران را به خاک هلاکت افکندید و همیشه بر دشمن غالب بودید تا وقتی که در کار جنگ احد سستی کرده و اختلاف انگیختید(برخی در سنگری که پیغمبر دستور داد ایستاده و گروهی از پی غنیمت رفتید)و نافرمانی حکم پیغمبر نمودید پس از آنکه هر چه آرزوی شما بود(از فتح و غلبه برکفار و غنیمت بردن)به آن رسیدید منتها برخی برای دنیا و برخی برای آخرت می کوشیدید و سپس این عمل شما را از پیشرفت و غلبه بازداشت تا شما را بیازماید، و خدا از تقصیر شما(که نافرمانی از پیغمبر خود کردید)در گذشت که خدا را با اهل ایمان عنایت و رحمت است(۱۵۲).
بیاد آرید هنگامی که روی به هزیمت و شکست گذاشته و چنان وحشت زده می گریختید که توجه به احدی نداشتید تا آنجا که پیغمبر هم که شما را به یاری دیگران در صف کارزار می خواند توجه نکردید تا به پاداش این بی ثباتی، غمی بر غم شما افزود، تا از این پس برای از دست رفتن یا به دست آوردن چیزی اندوهناک نشوید، و خدا به هر چه کنید(و هر چه اندیشید)آگاه خواهد بود(۱۵۳).
پس از آن غم و اندیشه، خداوند شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی که وعده نصرت خدا را از روی جهل و نادانی راست نمی پنداشتند هنوز در غم جان خود بودند و ازروی انکار می گفتند آیا ممکن است ما را قدرت و فرمانی بدست آید؟بگو ای پیغمبر تنها خدا است که برعالم هستی فرمانروا است(منافقان سست ایمان که از ترس مؤمنان)خیالات باطل خود را با تو اظهارنمی دارند، با خود می گویند اگر کار ما به وحی خدا و آئین حق بود شکست نمی خوردیم و گروهی در این جا کشته نمی شدیم، بگو ای پیغمبر اگر در خانه های خود هم بودید باز آن که سرنوشت آنها در قضای الهی کشته شدن است از خانه به قتلگاه به پای خود البته بیرون می آمدند تا خدا آنچه در سینه پنهان دارند بیازماید وهر چه در دل دارند پاک و خالص گرداند و خدا از راز درونها آگاه است(۱۵۴).
همانا آنان که از شما در جنگ احد به جنگ پشت کردند و منهزم شدند شیطان آنها را به سبب نافرمانی و بدکرداریشان به لغزش افکند و خدا از آنها در گذشت که خدا آمرزنده و بردبار است(۱۵۵).
…
صفحه : ۶۵
بیان آیات
این آیات تتمه آیاتی است که در باره جنگ احد نازل شده، و در آن مؤمنین تشویق وترغیب شده اند به اینکه جز پروردگار خود، کسی را اطاعت نکنند، چون مولایشان وناصرشان او است و خود مؤمنین را شاهد می گیرد بر اینکه هر چه وعده داده به وعده اش وفا کرده، و تذکر می دهد که فراری شدن مؤمنین و یاری رسول نکردنشان در جنگ احد تنها ازناحیه خودشان بود، این خودشان بودند که از دستور رسول خدا(ص)نسبت به نگهبانی از آن دره سرباز زدند، و تازه خدای تعالی از جرمشان گذشت، چون او غفور و حلیم است.
“یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا…و هو خیر الناصرین”بعید نیست که از سیاق آیات استفاده شود که گویا کفار بعد از داستان جنگ احد ودر روزهائی که این آیات نازل می شده یکی یکی مؤمنین را می دیدند، و این مطلب را به عنوان خیرخواهی به آنان القا می کردند که مثلا جنگ با کفار قریش در احد اشتباه بوده، و از این به بعد بطور کلی این کار صلاح نیست، و کوتاه سخن اینکه مؤمنین چیزهائی می گفتند که درآینده حاضر به قتال نشوند، و نیز مطالبی در میان می آورده اند که باعث نزاع و تفرقه و تشتت کلمه و اختلاف بین آنان شود.و چه بسا که جمله آخر این آیات که می فرماید: ” الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم…ذلکم الشیطان یخوف اولیاءه فلا تخافوهم وخافون ان کنتم مؤمنین”این استفاده را تایید کند.
لیکن چه بسا گفته اند: آیه شریفه به سخن یهود و منافقین اشاره دارد که در روز جنگ احد گفته بودند: محمد(ص)کشته شد، به سوی عشایر و قوم و قبیله خودبرگردید، لیکن این سخن قابل اعتنا نیست.
خدای تعالی بعد از آنکه در آیه اول بیان کرد که اطاعت مسلمانان از کفار و میل به دوستی آنان، ایشان را به خسران(که همان برگشتن به کفر قبلی و عقب گرد باشد)می کشاند.در آیه دوم با آوردن کلمه”بل”از ولایت داشتن کفار اعراض نموده، فرمود: بلکه الله مولای شما است، و او از بهترین یاری دهندگان است.
مرعوب گشتن دشمنان رسول الله(ص)از خصائص آن نبی گرامی است”سنلقی فی قلوب الذین کفروا الرعب بما اشرکوا بالله…”این آیه وعده ای است به مؤمنین و، مایه دل خوشی آن است، به اینکه خدای تعالی
صفحه : ۶۶
بزودی از طریق رعب و وحشتی که از آنان بر دل کفار می اندازد یاریشان خواهد کردو همانطوری که در روایات شیعه (۱) و سنی (۲) آمده، رسول خدا(ص)مساله رعب رایکی از خصایص خود دانسته، از خصایصی که خدای تعالی در بین همه انبیا ع تنها به آن جناب داده و به وسیله آن، او را یاری و دشمنانش را از بین برده است.
و جمله”بما اشرکوا…”معنایش این است که مشرکین به جرم شرکی که ورزیدنددچار این رعب شدند، شرکی که هیچ برهان خدائی بر آن نداشتند و یکی از چیزهائی که درقرآن مکرر آمده همین است که ادعای شریک داشتن خدا هیچ سلطانی یعنی هیچ دلیلی ازناحیه خدا ندارد، البته یکی از شاخه های شرک نیز این است که کسی بگوید اصلا خدائی نیست، چون چنین کسی هر اثر و تدبیری را به دهر و ماده مستند می کند که این هم خود شرک است.
“و لقد صدقکم الله وعده اذ تحسونهم…”کلمه”حس” – به فتحه حا – به معنای قتل بر وجه استیصال است، کشتنی که انقراض بیاورد.
روایات بر این مساله اتفاق دارند و تاریخ هم در داستان جنگ احد ضبط کرده است که لشکر اسلام در آغاز بر لشکر شرک غلبه نموده و همه را تار و مار کردند، به غارت اموالشان نیزپرداختند، تا آنکه تیراندازان مامور حفظ دره، کمین گاه خود را رها کردند، و خالد بن ولید بانفرات و افرادش به عبد الله بن جبیر و نفرات باقیمانده او حمله کرده و همه را کشت، و از پشت سر به لشکر اسلام تاختن گرفت و مشرکین بعد از فرار دو باره برگشتند و هفتاد نفر از اصحاب رسول خدا(ص)را کشتند و بقیه را به بدترین وجهی فراری دادند.
پس اینکه فرموده: “و لقد صدقکم الله وعده”، می خواهد صدق وعده ای را که از پیش داده بود(که شما اگر تقوا و صبر به خرج دهید سر انجام غلبه می کنید)تثبیت کند، و جمله: “اذ تحسونهم باذنه…”می تواند ناظر به فتحی باشد که در آغاز جنگ خدای تعالی نصیب مسلمین کرد، و جمله: “حتی اذا فشلتم و تنازعتم فی الامر و عصیتم من بعد ما اریکم ماتحبون”ناظر باشد به عملی که تیراندازان کردند و در بین خود نزاع به وجود آورده یک عده گفتند باید فرمان رسول خدا(ص)را اطاعت کرد، عده ای دیگر گفتند باید خود
…………………………………….. (۱)خصال ج ۱ ص ۲۰۱ ح ۱۴. (۲)الدر المنثور ج ۲ ص ۸۳.
صفحه : ۶۷
را به همراهان رسول خدا(ص)برسانیم، تا غنیمتی به چنگ آوریم، و این بگومگو ایشان را سست نموده و در آخر بیشترشان از رسول خدا(ص)نا فرمانی نموده و مراکز خود را خالی کردند، و بنابر این بناچار باید کلمه”فشلتم”را به ضعف رای تفسیرکنیم، چون تفسیر آن به ترس، با وضع آن روز تیراندازان تطبیق نمی کند، چرا که ترس آنان رابه این کار وادار نکرد، بلکه طمع به غنیمت بود که از جای خود حرکتشان داد، و اگر فشل را به معنای ترس بگیریم باید بگوئیم خطاب” فشلتم”به همه مسلمین بوده و در این صورت کلمه”ثم”در جمله: “ثم صرفکم”تراخی رتبی را می رساند، نه زمانی را(چون منصرف شدن مسلمانان از دشمن و سرگرم جمع آوری غنیمت شدن آنان از نظر زمان قبل از گرفتار شدن به ترس بود، نخست آنان از جنگ منصرف شدند، بعدا طمع تیراندازان هم تحریک شده مراکزخود را رها کردند، آن وقت با حمله خالد بن ولید از پشت سر، همه گرفتار ترس گشتند و تراخی رتبی معنایش این است که در نقل داستان، قسمتی که مورد عنایت بیشتر است اول ذکر شود، وسایر قسمت ها بعدا و در مورد ما اول مساله حس و سپس داستان ترس و تنازع را آورده و در آخربه این نکته اشاره می کند که مساله صرف و انصراف شما از جنگ و سرگرم غنیمت شدنتان راکه ما پیش آوردیم از باب امتحان بود”مترجم”).
کلمه”تنازعتم”خود دلیل بر این است که همگی بر مساله فشل و ارتکاب معصیت متفق نبودند، بلکه بعضی اصرار داشته اند به اینکه اطاعت کنند، و بر فرمانبری خود ثابت قدم باشند و به همین جهت است که می بینیم در آیه شریفه جمعیت مسلمانان در صحنه احد را دودسته کرده، می فرماید بعضی از شما دنیا را می خواهد و بعضی آخرت را.
“ثم صرفکم عنهم لیبتلیکم”یعنی سپس شما را از نبرد با مشرکین باز داشت، و این بعد از پیدا شدن فشل و تنازع ونافرمانی بود، و خلاصه بعد از وقوع اختلاف بین شما وجود داشت و غرض از این باز داری این بود که شما را امتحان کند، و ایمان و صبرتان در راه خدا را بسنجد چرا که قوی ترین عامل برای امتحانهای عمومی همانا اختلاف دلها است، اینجا است که باید بلائی عمومی بیاید، تا مؤمن از منافق، و مؤمن راسخ الایمان هم از مؤمن متلون و رنگارنگ سست ایمان متمایز گردد و معلوم شود آنکه منافق است کیست و آنکه مؤمن است ایمان قلبیش در چند درجه از فشار از بین می رود، و با همه این حرفها خدای تعالی به فضل و کرمش از خطای آنان صرفنظر کرد، و همه را بخشید”و لقد عفا عنکم…”.
…
صفحه : ۶۸
“اذ تصعدون و لا تلوون علی احد و الرسول یدعوکم فی اخریکم”مصدر باب افعال”اصعاد”که فعل مضارع”تصعدون”از آن گرفته شده، به معنای رفتن به طرف کرانه افق و از نظرها دور شدن است، به خلاف کلمه”صعود”که مصدر ثلاثی مجرد آن است، و به معنای بالا رفتن به نقطه ای بلند چون کوه و امثال آن است، وقتی گفته می شود: “فلان اصعد فی جانب البر” معنایش این است که فلانی یک طرف بیابان را گرفت ورفت، و رفت تا از نظر دور شد، و وقتی گفته می شود: “صعد فی السلم”معنایش این است که پله های نردبان را یکی یکی بالا رفت، بعضی هم گفته اند بسا می شود که اصعاد در مورد صعودو به آن معنا استعمال می شود.
ظرف”اذ – زمانی که”متعلق است به فعل تقدیری و آن امر”اذکروا – بیاد آرید”است، می فرماید: به یاد آرید آن زمانی را که راه بیابان را پیش گرفتید، ممکن هم هست متعلق باشد به فعل”صرفکم”و یا به فعل”لیبتلیکم”، بعضی آنطور گفته اند، و بعضی اینطور، وجمله: “و لا تلوون…”از ماده”ل ی ی”است، و کلمه”لی”به معنای التفات و متمایل شدن به این سو و آن سو است.
صاحب مجمع می گوید این ماده جز در جمله منفی نمی آید، مثلا گفته نمی شود: “لویت علی کذا – من به سوی فلان چیز یا فلان طرف متمایل شدم” (۱).
کلمه”اخری”در جمله: “و الرسول یدعوکم فی اخریکم”مقابل اولی است، و صدازدن رسول مسلمانان را، آنهم از آخر آنها می فهماند که لشکر از پیرامون آن جناب متفرق شده بودند، و بدون اینکه توجه به این سو و آن سو کنند چه اول و چه آخر جمعیتشان راه فرار را پیش گرفته بودند و می رفتند و رسول از پشت سر صداشان می زده، ولی آنان رسول خدا(ص)را در بین مشرکین رها کرده از ترس کشته شدن راه بیابان را پیش گرفته بودند.
بله جمله: “و سیجزی الله الشاکرین”، که کمی قبل از این آیه بود و تفسیرش گذشت بما می فهماند که مسلمین تا آخرین نفرشان نگریختند، بلکه کسی در بین آنان بوده که هیچ تزلزلی در اراده اش رسوخ نکرده، و قدمی جهت فرار بر نداشته است، نه در اول شکست و نه بعداز انتشار خبر قتل رسول خدا(ص)که آیه: “ا فان مات او قتل…”بر آن دلالت می کرد.
و از جمله: “و لا تلوون علی احد و الرسول یدعوکم فی اخریکم”نیز فهمیده می شود که
…………………………………….. (۱)مجمع البیان ج ۲ ص ۵۲۱.
صفحه : ۶۹
خبر کشته شدن رسول خدا(ص)بعد از شکست و فرار کردن مسلمانان منتشرشده، (چون با شنیدن صدای رسول خدا(ص)معنا نداشته است که احتمال دهند که آن جناب کشته شده و یا این خبر را باور کنند).
“فاثابکم غما بغم لکیلا تحزنوا علی ما فاتکم، و لا ما اصابکم…”یعنی سپس خدای تعالی به تلافی و پاداش غمی که داشتید(که چرا غنیمت ها ازدستمان رفت؟و چرا این همه کشته دادیم)؟غمی دیگر به شما داد و آن اندوه از این بود که چرا به مال دنیا طمع بستیم؟و رسول را یاری نکردیم؟این اندوه را به شما داد تا از آن اندوه منصرف شوید، و از اینکه فرمود” اثابکم – پاداشتان داد”معلوم می شود غم اولی نعمتی ازناحیه خدای تعالی بوده، به دلیل اینکه فرمود: این غم را به شما دادیم تا غم مخورید بر آنچه ازدست داده اید، و بر آنچه بر سرتان آمده، چون خدای تعالی در کتاب مجیدش این قسم اندوه رامذمت کرده و فرموده: “لکیلا تاسوا علی ما فاتکم” (۱).
پس این غمی که ایشان را از آن اندوه ناپسند منصرف ساخت نعمت و موهبتی بوده است، و عبارت بوده از اندوه ندامت از اعمالی که کرده اند، و حسرتی که از فوت نصرت ناشی از فشل به ایشان دست داد، و در این صورت غم دوم در جمله: “غما بغم”غم ناشی از اندوه نامبرده است، و حرف”با”در آن بدلیه است و معنای عبارت این است که خدای تعالی این پاداش را به شما داد، که اندوه ناشی از فوت نصرت، و ورود مصیبت هایتان را مبدل کرد به اندوه ناشی از ندامت و حسرت از آن فشل و فرار که مرتکب شدید.
و نیز ممکن است که جمله: “فاثابکم”متضمن معنای ابدال باشد، که در نتیجه معناچنین می شود: “پس خدای تعالی غم حزن شما را مبدل کرد به غم ندامت و حسرت، تاپاداشتان داده باشد”و در این صورت معنای دو غم بر عکس می شود، (یعنی غم اول غم ثواب ونعمت و موهبت، و غم دوم غم حزن می شود).
و بنابر هر دو معنا، جمله: “فاثابکم…”فرع قرار گرفته برای جمله: “و لقد عفا عنکم…”و جمله بعدیش هم که می فرماید: “ثم انزل علیکم”به بهترین وجه اتصال و ترتیب دارد، بدین قرار که خدای تعالی از شما عفو کرد، و در نتیجه غمی را به عوض غمی دیگر به شماپاداش داد، تا شما را از اندوهی که برایتان نمی پسندد محفوظ بدارد، و در آخر و بعد از دادن غم پسندیده، آرامش و چرتی را هم بر شما نازل فرمود.
…………………………………….. (۱)تا در برابر آن چه از دست می دهید غم مخورید.(حدید: ۲۳)
صفحه : ۷۰
البته در این میان وجهی دیگر هست که ظهور سیاق در تفریع جمله: “فاثابکم…”برما قبل با آن مساعدتر است، و آن این است که غم عبارت باشد از همان معنائی که جمله: “اذتصعدون…”متضمن آن است، و مراد از کلمه: “بغم”نتیجه ای باشد که از تنازع و نافرمانی تیراندازان حاصل شد، یعنی مسلط شدن مشرکین از پشت سر بر مسلمانان، و حرف”با”درکلمه”بغم” سببیت باشد، و این معنای خوبی است و بنا بر آن معنا مراد از جمله: “لکیلاتحزنوا…”این خواهد بود که ما حقیقت امر را برای شما بیان می کنیم، تا محزون نشوید…، همچنان که نظیر این معنا را صریحا در آیه زیر بیان نموده، می فرماید: “ما اصاب من مصیبه فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراها، ان ذلک علی الله یسیر، لکیلا تاسواعلی ما فاتکم، و لا تفرحوا بما آتیکم” (۱).
با این معنائی که ما برای آیه کردیم نظم آیه و همسیاقی جمله های پشت سرهم آن درست می شود، ولی مفسرین احتمالهای بسیاری در آیه شریفه داده اند، هم از حیث اینکه جمله”فاثابکم…”به کجا عطف شده؟و هم از حیث اینکه معنای غم اول و دوم چیست؟و هم دراینکه حرف”با”چه معنا دارد؟و هم اینکه جمله”لکیلا…”چه ارتباطی به ما قبل خود دارد؟ ولی نتوانسته اند معنای مستقیمی ارائه دهند، و چون در نقل آن اقوال و بحث پیرامونش فایده ای نبوداز آن صرف نظر کردیم.
و بنابر این دو معنائی که ما احتمال دادیم مراد از”مافات”در جمله: “لکیلا تحزنواعلی ما فاتکم”غلبه و غنیمت و مراد از جمله”ما اصابکم”کشته شدن و مجروح گشتن است.
“ثم انزل علیکم من بعد الغم امنه نعاسا یغشی طائفه منکم”کلمه”امنه”با فتحه همزه و فتحه میم و نیز فتحه نون به معنای آرامش خاطر از جهت داشتن امنیت است، و کلمه: “نعاس”به معنای گرم شدن پلک چشم و سست شدن بدن قبل از خواب رفتن است که در حقیقت خوابی خفیف است و در فارسی آن را چرت زدن می گوئیم، و این کلمه در آیه مورد بحث بدل است از کلمه”امنه”، چون عادتا ملازمه هست میان امنیت ونعاس، و چه بسا احتمال داده باشند که کلمه: “امنه” جمع کلمه”آمن”است، مانند کلمه”طلبه”که جمع کلمه”طالب”است و در این صورت حال از ضمیر در”علیکم”خواهد بود وکلمه”نعاسا”مفعول کلمه”انزل”است، و مصدر”غشیان”که فعل”یغشی”مشتق از آن
…………………………………….. (۱)هیچ مصیبتی در خارج و در داخل نفس شما به شما نمی رسد مگر آنکه قبل از قطعی کردنش در کتابی نوشته بودیم، آری محققا این برای ما آسان است، و این مصائب را بدان جهت می نویسیم که دیگردر برابر آنچه از شما فوت شود ناراحت نشوید، و در برابر آنچه خدا به شما می دهد شادی نکنید.”حدید: ۲۳″.
صفحه : ۷۱
است به معنای احاطه است، و معنای آیه بنابر اینکه کلمه”امنه”به معنای امنیت باشد این می شود که خدای تعالی پس از مبدل کردن اندوهتان به اندوهی دیگر، امنیتی بر شما نازل کردکه دنبالش خواب بر طایفه ای از شما مسلط شد، و بنابر این که کلمه”امنه”جمع اسم فاعل باشد معنا چنین می شود: خدای تعالی پس از مبدل کردن اندوهتان به اندوهی دیگر در حالی که شما ایمن بودید، نعاسی نازل کرد که بر طایفه ای از شما احاطه یافت.
و این آیه دلالت دارد بر اینکه نعاسی که در گیراگیر این جنگ نازل شده، همه افراد رانگرفته بلکه بعضی از ایشان را گرفته است، چون می فرماید: “به طایفه ای از شما احاطه یافت”و این طایفه همانهائی بوده اند که بعد از فرار و دور شدن به سوی رسول خدا(ص)برگشتند، چون از عمل خود پشیمان و از حفظ نکردن موقعیت حسرت خوردند و حاشا برخدای تعالی که از ایشان در حالی که از جنگ فرار کرده بودند در گذرد، چون فرار از زحف یکی از گناهان کبیره است، و آدمی را از رحمت خدا دور می سازد، و خدای تعالی در همین آیه فرموده: “و لقد عفا عنکم، و الله ذو فضل علی المؤمنین”، و فضل خود را خاص مؤمنین دانسته، و حاشا بر آن جناب که عنایت و فضل خود را شامل حال مرتکب فحشا و منکر آن هم در حال ارتکاب و قبل از توبه بسازد بلکه عفو و رحمت خود را وقتی شامل حال ایشان کرد که نخست غم بیهوده و بی اجرشان را مبدل کرد به غمی صحیح، تا دلهایشان به اندوه ناخوشایندخدا آلوده نگردد، که بیانش گذشت.
پس امنیت و نعاس شامل حال این طایفه شد، یعنی اینهائی که از فرار خود پشیمان شدند و از این عمل نکوهیده خود غمگین گشته به طرف رسول خدا(ص)برگشتند، و دور آن جناب را گرفتند، و کانه این در لحظه ای بوده که رسول خدا(ص)از جمعیت فشرده مشرکین جدا شده و بدره کوه برگشته بود و برگشتن فراریان هم بعد ازآن بوده که یقین کرده اند که آن جناب کشته نشده.
در مقابل این طایفه از مسلمین بعضی دیگرند که خدای تعالی با جمله”و طائفه قداهمتهم انفسهم…”متعرض حالشان شده.
“و طائفه قد اهمتهم انفسهم”اینها طایفه دیگری از مؤمنین هستند، و منظور، از مؤمن بودنشان تنها همین است که جزءمنافقین که خدای تعالی در آخر گفتار با جمله”و لیعلم الذین نافقوا و قیل لهم تعالوا قاتلوا فی سبیل الله او ادفعوا قالوا لو نعلم قتالا لاتبعناکم…”به شرح حالشان پرداخته نبودند، منافقین آنهائی بودند که از همان اول امر و قبل از شروع جنگ از مؤمنین جدا شدند و خود را کنار
صفحه : ۷۲
کشیدند، منافقین اینها بودند که وضعی دیگر دارند، که خدای تعالی بزودی از وضع آنان خبرمی دهد.
به فکر جان خود بودن و دید جاهلیت داشتن، اوصاف فراریان از جنگ احدو خدای تعالی این طایفه دوم را که در جمله مورد بحث اینطور توصیفشان کرده(که درفکر جان خود بودند)به آن کرامتی که طایفه اول را گرامی داشته، گرامی نداشت، یعنی عفو وتبدیل غم و امنیت و نعاس را به آنان نداد، بلکه به خودشان واگذارشان کرد، و در نتیجه فقط به فکر جانشان افتادند، و همه چیز را از یاد بردند.
و خدای تعالی از میان اوصاف آنان تنها دو صفت را آورد، هر چند که برگشت آن دو هم به یک صفت است، چون آن دیگری از لوازم و فروعات اولی است، یکی به فکر خود بودن ودیگری داشتن دید جاهلیت، اما به فکر خود بودن معنایش این نیست که تنها به فکر سعادت حقیقی خویش بوده باشند، چون مؤمنین هم جز این را نمی خواهند و اصولا هر انسان صاحب اراده و همتی غیر از خودش هیچ هم دیگری ندارد، پس مراد این نیست، بلکه مراد این است که این طایفه هیچ همی جز حفظ حیات مادی و دنیائی خود نداشتند و به همین جهت بوده که نمی خواستند خود را در دام قتل بیندازند، پس این طایفه نه دینی در نظر داشتند، و نه سعادت واقعی را، تنها همشان کامروا کردن خود در دنیا بوده است، و اگر خود را بدین چسباندند، برای این بوده که می پنداشتند دین همواره غالب است، و هیچگاه مغلوب واقع نمی شود، چ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
![powerpoint mikibook خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش سوم: آسیب هاو …] - تصویر 1](https://mikibook.ir/wp-content/uploads/2025/11/powerpoint-mikibook.webp)