خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازگشت از اتوپیا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازگشت از اتوپیا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در آن نیمروز سوزان ؛ گفت وگو با آیت الله سیدعزالدین حسینی زنجانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در آن نیمروز سوزان ؛ گفت وگو با آیت الله سیدعزالدین حسینی زنجانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
08دقیقه
09ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱) شامل 91 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتمان مجدِّد ؛ دست آوردها، آسیب ها و چالش ها(۱) :

هیچ کس منکر این نیست که بسیاری از اهداف و آمال انقلاب در سیلاب حوادث و ناملایمات و توطئه ها دچار بحران و آسیب گشت و حتی برخی از آنها به کلی از دسترس خارج گردید، اما بنای کلّی نظام معرفتی نوین و ایجاد یک نهضت بنیادین علمی، چیزی نبوده و نیست که بتواند مورد توجیه و عذرخواهی قرار گیرد. تحقق یک دستگاه معرفتی اصیل و روزآمد که ظرفیت های علمی فرهنگی انقلاب را محقق سازد یک امر تاکتیکی و حتی استراتژیک نیست که قابل دفع الوقت یا تحویل و تحول باشد. این موضوع در زمره غایات انقلاب اسلامی است و همه چیز می بایست به گونه ای ساخته و پرداخته شود که سفینه انقلاب را به این ساحل ارزشمند تکامل علمی و معرفتی نزدیک سازد. اگر تاکنون چنین نشده بی هیچ تردید نیازمند آنیم که چشم انداز خود را عوض کنیم و علت ها، آسیب ها و آفت های این نهال نو رسیده بیمار را در نظر آوریم. افراط تجددگرائی محض و تفریط سنت گرایی مطلق راه رشد و نمو را بر نهال شکوفایی و بالندگی مطلوب علمی بسته و رسالت های بزرگ انقلاب را میان آسمان و زمین معلق نگه داشته است.

پی افکندن طرحی نو و گفتمانی جدید برای نجات از این دو وادی افراط و تفریط نیازمند نواندیشی ناب و پویائیست. با توجه به اینکه در شماره قبل گفت وگویی با استاد علی اکبر رشاد در این باب انجام شد و مباحث مطروحه مورد استقبال شماری از فضلا و اندیشمندان قرار گرفت، بر آن شدیم تا در راستای همان مباحث مقاله ای نیز از ایشان درخواست کنیم. نگاشته زیر پاسخ استاد به این درخواست می باشد که امید است به عنوان چشم انداز نوئی در بازیابی و ترسیم این جریان تازه و پویا، برای اهل دانش و فضل رغبت انگیز باشد.

من مجموعه جریان ها و گفتمان های دین پژوهی و دینْ فهمی را به سه جریان تقسیم کرده ام: متجمد، متجدد و مجدد، و طی چند سال گذشته، در فرصت هایی که پیش آمده، مختصات و دست آوردها و آفات و آسیب هایی را که متوجه هریک از این سه جریان است بیان کرده ام و در این بحث نیز درصدد ارزیابی و آسیب شناسی گفتمان سوم (جریان مجدد) هستم، از این رو اجمالاً پیش از آغاز بحث و برای این که روشن شود من چه جریان و گفتمانی را نقد و ارزیابی می کنم، به طور مختصر شاخصه های گروه و گفتمان را توضیح می دهم.

در ایران فعلی شاید به جهان اسلام نیز قابل تعمیم باشد سه جریان در معرکه های دین پژوهی فعال است:

۱. جریان سنتی که مشخصه اصلی آن تصلب بر یافته های گذشتگان و آرای موجود و ذخایر و موارثی است که از پیشینیان بازمانده است. من این گفتمان را جریان سنتی و متجمد می نامم.

۲. جریان دوم، جریان متجدد است که عمدتا شیفته و دلباخته فکر و فرهنگ مسلط و غالب غربی است و چشم در فراسوی مرزهای ایران و جهان اسلام دارد. آنچه از بیرون مرزها مرزهای ایران یا جهان اسلام فرا برسد، مطلوب و مقبول اوست. هر فکری که نشان غرب غالب را داشته باشد، مورد اقبال و استقبال این جریان یعنی گفتمان متجدد قرار می گیرد.

۳. گفتمان سومی نیز طی دهه های اخیر، با افت و خیز و فتور و فتوح در جهان اسلام، به ویژه ایران ظهور کرده است که نه می خواهد در زمره جریان اول باشد و نه از جمله جریان دوم؛ این گفتمان به ارزش مواریث خودی و میراث غنی و قویم فکری و علمی بازمانده از سلف، توجه و باور دارد و ارزیابانه و عالمانه بدان وفادار است، در عین حال به دستاورد فکر بشر معاصر احترام می گذارد و در مقام گزینش یافته های معرفتی ملل دیگر برمی آید و، به جد در صدد تامل و تولید و ارائه اندیشه های تازه و مستقل است.

مشخصه مشترک دو جریان اول و دوم ( متجمد و متجدد) مقلد بودن آن دو است؛ تقلید به مراتب و اقسام مختلفش. جریان متجدد، مقلد ورای مرزهای جهان اسلام و مشخصا غرب است و جریان سنتی، مقلد گذشتگان است.

مختصه اصلی گفتمان سوم (جریان مجدد) نقد و نوآوری در عین وفاداری مجتهدانه، ارزیابانه و نقادانه و پیش رونده نسبت به میراث غنی و محکم خودی و تعامل فعال با تفکر معاصر جهانی و بین المللی است. وجهه همت این جریان، این است که در حکمت و معرفت عصر خویش سهم گذاری و نقد و نوآوری کند.

من در مناسبت هایی طی دو سه جلسه ولو به تلویح و نه به تصریح و در حد مروری گذرا بر عملکرد و وضع فعلی جریان سنتی آن را نقد کرده ام که با عنوان «بایسته های کنونی دین پژوهی»(۲)، و «انسداد اجتهاد»(۳)، منتشر شده است. جریان دوم (گفتمان متجدد) را هم در فرصت هایی از جمله در اجلاس دوم کنگره دین پژوهان نقد کرده ام. این بار در صدد هستم گفتمان سوم یعنی جریان مجدد را ارزیابی و آسیب شناسی کنم.

گفتمان سوم در ایران پیشینه ای بیش از نیم قرن دارد. حضرت امام در حوزه فلسفه دین و فقه سیاسی و اندیشه اجتماعی، جزو موسسان و منادیان این جریان بود. از دهه بیست با حضور علامه طباطبایی در حوزه فلسفه و با نوآوری های او در معرفت تعقلی، تفسیر و دیدگاه های اجتماعی اسلام این گفتمان بارور شد. در ادامه، شاگردان مشترک حضرت امام و علامه طباطبایی، به خصوص استاد شهید مطهری، این راه را ادامه دادند. با این که در حدود ۶۰ سال گذشته، این جریان، افت و خیزهایی داشته است، گاه در زمینه ای اوج پیدا کرده سپس دچار ضعف و سستی شده و در زمینه ای دیگر شکفته، اما در دهه اخیر این جریان در اغلب صحنه های زمینه ای تولیدِ تفکر ایران به صورت فعال حضور داشته به حدی که امروز می توان گفت گفتمان مجدد، به صورت یک جریان مستقل و قابل اعتنا در حوزه های متنوع خود حرفی برای گفتن دارد.

اگر به اجمال دستاوردهای گفتمان مجدد را ارزیابی کنیم، به چنین تصویری دست خواهیم یافت؛ در فلسفه، مرحوم علامه طباطبایی و سپس شاگردان ایشان، گرایش و مکتب جدیدی بنیان نهادند که من آن را «فلسفه نوصدرایی» نامیده ایم. و این مکتب را در مقاله ای با همین نام معرفی کرده ام. هرچند پس از علامه، این آغاز دچار رکود شد و احیانا در سال های اخیر بعضی جوان ترها کار را تعقیب می کنند و مرحوم استاد مطهری به این موضوع خیلی توجه داشت. استاد مصباح یزدی و علامه جوادی آملی سهم چشمگیری در ساحت این جریان دارند و اگر وسیع تر مطالعه شود، افراد متعددی در این شاخه سهیم اند.

استاد مطهری با نگارش عدل الهی و مجموعه جهان بینی اسلامی و ارائه بعضی سخنرانی ها و مقالات، درحقیقت کلام نوی ایران را بنیانگذاری کرد. متاسفانه هنوز ارزیابی کاملی از دستاوردها و نوآوری های ایشان در الهیات نداریم. البته تحقیقی با عنوان «کلام جدید از دیدگاه مطهری» در پژوهشگاه از چند سال پیش در جریان است که با همه تاخیری که پیش آمده، الان تقریبا تمام شده است. اصولاً اصطلاح «کلام جدید» را اول بار و پیش از انقلاب، مرحوم استاد مطهری در ایران به کار بردند. دست پروردگان کلامی این جریان در دهه اخیر بسیار فعال و استوار در برابر هجوم لیبرال پروتستانتیسم مقاومت و عرض اندام کرده اند. خوشبختانه این طرز مطالعه کلام اسلامی دستاوردهای امیدبخشی داشته و به دلیل شروع چنین موجی ما به آینده کلام شیعی اسلامی به شدت امیدوار هستیم.

حضرت امام فقه اجتماعی و سیاسی را نو کردند و طرح نظریه ولایت فقیه به صورت منسجم و در قالب یک حکومت با این جامعیت توسط امام صورت گرفت، هرچند نظریه ولایت فقیه پیشینه ای به دیرپایی فقه کهن شیعی دارد، اما این امام بود که آن را به صورت یک نظریه جامع طرح کرد. در حاشیه نظرات امام افراد دیگری نیز به اندیشه و فقه سیاست پرداختند و در ادامه، از سوی بعضی جوان ترها این مباحث دنبال شد که خوشبختانه اکنون در این حوزه حال و هوای تازه و تربناکی در جهت تولید فکر و نظر به چشم می خورد و فضلای جوان در این زمینه حرف های تازه ای می زنند.

شکست دیالکتیک فلسفی در ایران به همت فلسفی مرحوم علامه طباطبایی و شاگردانش رخ داد و طرد مارکسیسم سیاسی با پیدایش اندیشه سیاسی جدید ایران و عملاً توسط امام و بعضی دیگر از متفکران و روشنفکران و نویسندگان مسلمانِ تحت تاثیر او روی داد. دست پروردگان مکتب فکری امام در قبال مارکسیسم سیاسی عرض اندام کردند و با عرضه شدن مدل تفکر سیاسی او مارکسیسم سیاسی در ایران رنگ باخت. کما این که سقوط سکولار دیکتاتوری سنتی شاه از دستاوردهای اندیشه سیاسی جدید بود. تکامل این دیدگاه امروز با عنوان «مردم سالاری دینی» مطرح است.

در حوزه منطق معرفت و به خصوص منطق فهم دین، کارهای تازه ای شروع شده و من احساس می کنم در دوره نه چندان طولانی، در خصوص مباحث هرمنوتیکی، فهم پژوهی و منطق فهم دین به یک انسجام علمی خوبی دست خواهیم یافت و در مجموع، تلاش های این موج جدید، به ارتباط و تعامل منطق علمی اسلامی جدید با جهان نو منتهی خواهد شد. این ارزیابی فشرده من است از چیستی و دستاوردهای این جریان.

اصولاً دین پژوهی گفتمان سوم یعنی جریان مجدد، امروز دچار اشکالات و مشکلات فراوانی است و با چالش های بسیاری مواجه است، یعنی از سویی یک سلسله آفات و آسیب ها، کاستی ها و ناراستی هایی متوجه این جریان است و از سوی دیگر یک سلسله مشکلات و موانع پیش روی او خودنمایی می کند.

اولین اشکالی که گفتمان مجدد ایران مبتلای آن است «فقدان خودآگاهی» است؛ یعنی این گفتمان، به نقش و رسالت خویش توجه ندارد و از خود غافل است، یعنی از خود تعریف روشنی ندارد. به همین دلیل به حدی ابهام درخصوص این گفتمان هست که من با مدتی تامل و چالش در خویش، خودم را راضی کردم که این گفتمان را به یک جریان تعبیر کنم. فقدان خودآگاهی و توجه نداشتن به رسالت و نقش، و پایگاه و جایگاه خویش در چرخه تولید تفکر در ایران و جهان اسلام، از جمله آفات اساسی است که متوجه این گفتمان می شود. این کاستی، به نوبه خود، سبب سلسله آسیب های دیگری شده که به آنها اشاره خواهم کرد.

دومین اشکال و آسیبی که متوجه گفتمان مجدد است، نداشتن ارزیابی و نقد از خود و دستاوردهای خویش است. از آنجا که فاقد خودآگاهی است و هنوز متوجه خویش نیست، خود را نیز نقد و ارزیابی نکرده است. من چندان بی اطلاع نیستم، اما هرگز نشنیده ام، ندیده ام و نخوانده ام که کسی در جایی این جریان را نقد کرده باشد. چنانچه سراغ دارید ما را نیز آگاه کنید.

سومین آفتی که متوجه این گفتمان است، عدم انسجام جبهه وار آن است. اکنون درخصوص جریان متجدد می توانید افرادی را با قاطعیت اسم ببرید که جزو سرحلقگان آن جریان هستند، اما راجع به گفتمان مجدد دشوار می توان نام شخصی را برد. از گفتمان سنتی هم می توان اسم افرادی را به عنوان وجوه آن جریان به زبان آورد؛ اما دریغا که عدم انسجام و تشخص (بسان یک جبهه معرفتی) و بی سر و سرداری نقیصه بزرگی است که امروز متوجه جریان مجدد است. امروز من از افراد شاخصی از گذشته ها مثل علامه طباطبایی و حضرت امام نام بردم، اما امروز درباره این جریان چندان نمی توان انگشت روی فرد شاخصی گذاشت و گفت این فرد سر و سردار این گفتمان و جریان است، البته متفکران برجسته ای در این جبهه فکری حضور دارند و افراد متعددی را می توان به عنوان عضو این جریان نام برد. اما کسی عهده دار سرداری و سرحلقگی این گفتمان نیست!

اشکال چهارم، فقدان ترابط جریانی و تعامل علمی درون گفتمانی است. خود آحاد و ارکان این گفتمان و جریان با هم در تعامل علمی منسجم نیستند، در حالی که ترابط و تعامل افعال میانْ گفتمانی، موجب پختگی و سختگی جریان می شود.

آفت پنجمی که پیش روی این جریان قرار دارد، نداشتن راهبرد و برنامه است. اصولاً یک نوع روزمرگی و انفعال گریبانگیر این جریان است. گاهی در قبال کجروی ها و کژتابی های جریان متجدد به آنها حمله، آرا و افکار آنان را نقد می کند و گاهی در زمینه آراء و ابداعات خود رساله ای می نویسد و مقاله ای منتشر می کند. گهگاه نیز با احتیاط جریان متجمد و سنتی را نقد می کند، اما کلان نگری، و راهبردپردازی و برنامه ریزی منسجم و جامع ندارد. در رفتار او دوراندیشی و اولویت گذاری نیست. مجموع اینها را من ذیل فقدان راهبرد و برنامه گنجاندم. البته اگر این گفتمان به خودآگاهی و تعریف خود برسد، می تواند به آینده و مباحث و مسائل خویش نیز کلی نگر و کلان بین شود، که متاسفانه چنین نیست.

ششمین آسیب و اشکال در کار جریان مجدد، این است که مجموعه مدعیات و مواضع علمی نظری آن هنوز خام و بی هندسه است، این جریان باید به یک دستگاه فکری و مدل معرفتی تعریف و تثبیت شده تبدیل شود.

اشکال هفتم عارض بر گفتمان سوم خود سانسوری است؛ عدم جرات برای شالوده شکنی و عبور از سنت های علمی رایج، و مدارا و مداهنه به خصوص در قبال گفتمان سنتی، به دلیل مراعات جهات شرعی و محذورات مناسباتی از اشکالات دیگر این جریان است؛ برخی آحاد جریان متجدد گاه نسبت به موازین شرعی بی مبالاتند، پاره ای از آنها به اصول اخلاقی پایبند نیستند در نتیجه با حرف بی محابا درگیر می شوند؛ اما جریان سوم، مراقب جهات شرعی و اخلاقی است. قرابت اخلاقی این جریان به جریان سنتی و ملاحظه بعضی از مصالح سیاسی، جهاتی هستند که اجازه نمی دهند این جریان با جرات وارد صحنه شود، عرض اندام کند و به نقد گفتمان سنتی و نظرات کهن بپردازد. در بخش دوم ارزیابی، که بخش مشکلات است، عرض خواهم کرد فضای ناآماده برای طرح بحث ها و نظرهای تازه از موانع پیش روی این جریان است، می توان این مانع را در قالب اشکالات هم بررسی کرد؛ یعنی آماده نبودن فضا و وجود موانع فرهنگی برای ارائه نظرات نو و نقد دیدگاه های سنتی، به عنوان خود سانسوری در رفتار علمی جریان مجدد، ظهور و نمود می کند.

انقطاع و گسستگی طولی نیز از آسیب هایی است که طی دهه های گذشته چند بار عارض گفتمان مجدد شد، عرض کردم علامه طباطبایی تحولی را در فلسفه آغاز کرد، اما این جنبش مدتی متوقف و دچار گسست شد تا این که در دهه اخیر فضلای جوان بار دیگر کارهایی را شروع کرده اند و با آگاهی و توجه به فلسفه های جدید و با تکیه بر استعداد و ابداعات خود مطالب فلسفی می نویسند و می گوین

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.