خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه شالوده* : مبناگرایی خطاناپذیر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه شالوده* : مبناگرایی خطاناپذیر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت یقینی از دیدگاه ابن سینا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت یقینی از دیدگاه ابن سینا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
33دقیقه
27ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی*

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 70

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی*، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی* شامل 66 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی*:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی* را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی* توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی* را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زمینه گرایی معرفت شناختی* :

اشاره

زمینه گرایی معرفت شناختی از راه حلهایی است که برای پیوند میان باور و صدق پیشنهاد شده است. پیش از این، مقاله و یا نوشته ای در این باب به زبان فارسی یا وجود نداشته و یا اشاره وار به آن پرداخته شده است.

اینکه آیا زمینه گرایی می تواند خود را از اتهام نسبیت و حتی شکاکیت برهاند یا نه، مطلبی قابل تأمل و توجه است که این مقاله تا حّدی بدان پرداخته است، ولی نیاز به بحث و بررسی بیشتری دارد.**

* * *

درآمد

این اندیشه که هنجارها با زمینه ها و بافتهای اجتماعی تغییر می کنند زمان طولانی ای است که پذیرفته شده است ولی فقط در اواخر قرن بیستم است که فیلسوفان، به بسط گونه های روشنی از زمینه گرایی معرفت شناختی، یعنی نظریه ای که معتقد است معیارهای معرفت و توجیه با زمینه و بافت تغییر می کنند پرداخته اند. به نظر می رسد روال متعارف بیشتر از این دیدگاه حمایت می کند تا دیدگاه ثابت گرایانه (

invariantist

) که قائل به وحدت معیارهای معرفت شناختی است.

به عنوان مثال فرض کنید من که فرزندانم را یک دقیقه قبل دیده ام بیان می کنم که «می دانم فرزندانم در باغ هستند». سپس همسایه من هارولد می گوید: «خوب است، چون یک زندانی فراری در پی گروگانگیری در همین نزدیکیهاست.» پس از آن من ممکن است با عکس العملی بجا ادعا کنم که: «وقتی دوباره فکر می کنم می بینم که نمی دانم. باید دقیقا بررسی کنم.» به نظر می رسد معیارهای معرفت تغییر کرده اند چون اکنون نیاز به تحقیق بیشتری دارند.

بزرگترین مزیت زمینه گرایی، پاسخ آن به شکاکیت (

scepticism

)است. شکاکان احتمالاتی افراطی مطرح می کنند، مثل اینکه امکان دارد ما خواب دیده باشیم. زمینه گرا تصدیق می کند که چنین شک هایی در زمینه و بافت شکاکانه مشروعند ولی معتقد است در موقعیت های روزمره مشروعیتی ندارند. با وجود این زمینه گرایی می تواند به عنوان صورتی قابل اعتراض از نسبیت گرایی (

relativism

)جلوه کند و متهم شود که معیارهایی را که ما در زمینه های محاوره ای عملی به کار می بریم با معیارهای درستی که تعیین می کنند شخص دارای معرفت است یا نه درهم آمیخته است.

۱. ارکان نظریه

زمینه گرایی معتقد است که معیارهای معرفت و توجیه با زمینه و بافت تغییر می کنند. گونه ای از این نظریه، که آنرا زمینه گرایی مبتنی بر ذهن (

subject-basedcontextualism

) بنامید، معتقد است که معیارهای معرفتی، وابسته به زمینه و بافت فاعل شناسایی است. صورت افراطی تر یعنی زمینه گرایی مبتنی بر اسناددهنده (

attributor-basedcontextualism

)، معیارها را به گونه ای فرض می کند که با زمینه ها و بافتهای اِسناد، تغییر می کند. براساس دیدگاه اخیر، اسناددهنده ممکن است محقّانه ادعا کند که یک شخص معرفت دارد درحالیکه دیگری ممکن است محقانه انکار کند همان شخص دارای معرفت مورد بحث است. فرض کنید سوزان می گوید: «من می دانم که فرزندان شما در باغتان هستند. من آنها را لحظه ای قبل در آنجا دیدم.» هنگامی که من دغدغه صدا کردن فرزندانم برای شام را دارم، معرفت را به سوزان اسناد می دهم. ولی هارولد آگاه به زندانی فراری ای که در جستجوی گروگانهایی در همین نزدیکیها است معرفت را به او اسناد نخواهد داد. آنچه سوزان می داند متکی به زمینه های اسناددهنده است و نه فقط به موقعیت خودش.

زمینه گرایان در خصوص آن ارکان مربوط به زمینه که معیارها را معین می کنند نیز با یکدیگر اختلاف دارند. در مثال های بالا اهمیت نسبیِ داشتن اطلاعات دقیق، استحکام توجیه (

justification

)مورد نیاز را معین می کند. عوامل دیگری که در معیارهای معرفتی مؤثرند می تواند شامل موارد زیر باشد:

۱. شکی موجود در ذهن؛

۲. شک های اشاره شده؛

۳. موضوع مورد بررسی؛

۴. آن عناصر موقعیتی که بر وثوق فاعل شناسایی تأثیر دارد.

دیوید لویس (۱۹۹۶) پیشنهاد می کند که از «قانون همسازی [= تنظیم]» (

ruleofaccommodation

) تبعیت کنیم به گونه ای که بخواهیم معیارهایمان را تنظیم کنیم آنطور که مدعیات معرفت را صادق، محسوب داریم. مایکل ویلیامز (۱۹۹۱

MichaelWilliams

,) به سود «ضرورت های روش شناختی» استدلال می آورد که گزاره ها را از شک معاف می دارد اگر آنها را خواهان تغییر در مرکز اصلی تلقی کنیم. به عنوان مثال یک زیست مولکول شناس ممکن است دغدغه هایی را که موضوع را به فیزیک ذرّات تغییر می دهد نادیده بگیرد.

برخی از زمینه گرایان معتقدند که معرفت، ساختاری مبنایی دارد (نک:

Foundamentalism

). مبناگروان نوعا ادعا می کنند که معرفت مبتنی بر باورهای پایه (

basicbeliefs

) ای است که وثاقت معرفتی ذاتی دارند و این وثاقت، نتیجه تعلّق آنها به گونه ای از باورها مانند باورهایی در مورد تجربه حسی (

sensoryexperience

) است.

زمینه گرایان هر دو ادعا را انکار می کنند. باورهای پایه غیرارجاعی (

non-inferential

)جایگاه خود را دارند زیرا آنها در زمینه و بافت، مجاز هستند و موقعیت آن نوع از باور که پایه است با زمینه و بافت تغییر می کند. به عنوان مثال ممکن است توقع داشته باشیم که وقتی درباره مکان خوردن نهار صحبت می کنیم، باورهای پایه، دربرگیرنده باورهایی در مورد موضوعات مادی متعارف باشد درحالی که در گفت وشنود میان فیزیکدانان، باورهای پایه دربرگیرنده باورهایی در خصوص دیدگاههای نظری ای باشد که به نحو گسترده ای مقبول واقع شده است.

۲. مزیت های زمینه گرایی

زمینه گرایی گذشته از سازگاری با فعالیت های روزمره، پاسخ های جذابی هم برای اکثر مسائل فلسفی دارد. در اینجا بیایید استدلال بر تسلسل بازگشتی (

regressargument

) و شک گرایی را بررسی کنیم. فرض کنید ما معتقدیم که معرفت نیاز به توجیه دارد. استدلال تسلسل بازگشتی برای مبناگروی به بررسی سرشت چنین توجیهی می پردازد. یک باور یا وثاقت ذاتی دارد و بر این اساس «خودْ موجَّه» (

selfjustifying

) است و یا توسط ارجاعی، موجه شده است. اگر دوّمی باشد، در این صورت این باورها در نهایت از یکی از گزینه های زیر به وجود آمده است:

۱. باورهای موثق بالذات؛

۲. باورهای غیرموجه؛

۳. سلسله ای بی نهایت از توجیه؛

۴. توجیهی دوری (

circular

) که در آن برخی باورها به حمایت خودشان برمی خیزند.

مبناگروان ادعا می کنند که (۱) تنها گزینه قابل قبول است، ولی در تبیین و دفاع از مفهوم وثاقت ذاتی مشکلاتی دارند.

آن دسته از زمینه گرایانی که ساختار مبناگروانه را می پذیرند برای حل مشکل، این گزینه را پیشنهاد می کنند: توجیه در باورهایی که در زمینه خود غیرموجه هستند پایان می گیرد. این به دو نحو معقول و پذیرفتنی شده است. ۱. زمینه گرا به آن عوامل مربوط به زمینه استناد می کند که برای عوامل، معقول می سازد که توجیه را محدود کند. به عنوان مثال وقتی همه شرکت کنندگان در یک تحقیق در مورد باوری توافق دارند، نیازی به فراهم آوردن توجیه بیشتری نیست. همچنین ممکن است زمینه گرا به مفهوم ضرورت روش شناختی ویلیامز متوسل شود که بر طبق آن، دنبال توجیهْ بودن می تواند سبب شود که بررسی کنندگان، الزامات رشته ای را نادیده بگیرند. ۲. زمینه گرایان مدعیند هنگامی که توجیه با باور غیرموجه پایان می پذیرد، درخواست توجیه بیشتر می تواند با شک هایی خاص درباره باور غیرموجه همواره مشروع گردد.

پاسخ زمینه گرا به شکاکیت جالبتر است. زمینه گرایان مدعیند شک های شکاکانه ما تنها در زمینه و بافت شکاکانه محقّ و مشروع است. (نک:

Scepticism

). ویلیامز (۱۹۹۱) به موازات این جریانات پاسخی اشراقی (

illuminating

) ارائه می دهد. او استدلال می کند که شکاکیت، واقع گرایی معرفت شناختی (

epistemologicalrealism

)، یعنی دیدگاهی که معتقد است تنها یک نظام صحیح استنتاج معرفتی مناسب وجود دارد را پیش فرض گرفته است. شکاکان معتقدند علم به جهان خارج، باید براساس تجربه بی واسطه (

immediate

) موجه گردد. اگر چنین است ما باید در مورد انطباعات حسی (

senseimpressions

) از طریق باورها و یا از طریق چگونگی نمود یافتن اشیاء در مورد باورهای مربوط به جهان مادی استدلال کنیم. ویلیامز مدعی است که این نظام استنتاج تنها در زمینه شکاکانه ضروری است. در دیگر زمینه ها رواست که توجیه خود را با باورهایی در مورد جهان مادی شروع کنیم، و در برخی موقعیتها، همچون تحقیقات روانشناسانه در باب ادراک (

perception

)، می توانیم با باورهایی در مورد موضوعات خارجی آغاز کنیم و استنتاجاتی درباره نمودها (

appearances

) ترسیم کنیم. واقع گرایی معرفت شناختی نادرست است چون زمینه است که نظام دقیق استنتاج را تعیین می کند.

در مقابل، کیت دی رُز (

De Rose

) «نظریه شرطی» متن گرایانه از معرفت (

conditionaltheoryofknowledge

) را پیشنهاد می کند. فرض کنید

S

باور صادق به

P

را دارد، جایی که «اگر

P

کاذب می بود

S

به

P

باور نمی داشت»، باور، حسی (

sensitive

) است و جایی که «حتی اگر

P

کاذب می بود

S

به

P

باور می داشت» باور، غیرحسی است. دی رُز (۱۹۹۵(

DeRose

, «این قانون حسیْ بودن را تایید می کند که هرگاه کسی اظهار کند که

S

به

P

علم دارد، معیارهای معرفت مطرح شده اند تا حسی بودن باور

S

به

P

را برآورده سازند و معیار منتج شده برای همه باورهای در آن زمینه کاربرد دارد.

فرض کنیم باور

P

این است که «خانه

S

قرمز است.» اگر کسی ادعا کند که

S

به

P

علم دارد، لازمه قانون «حسی بودن» این است که اگر خانه

S

به رنگ دیگری بود

S

به

P

باور نمی داشت. فیلسوفان عموما شرطی های ذهنی را با در نظر گرفتن این امر ارزیابی می کنند که آیا در جهان های ممکن که به جهان متحقَّق «نزدیکند» ولی در آنها مقدّم التزامی صادق است، نتیجه نیز صادق است یا نه. «اگر

P

نباشد

S

همچنان به

P

باور خواهد داشت» صادق خواهد بود، اگر در جهان های مشابه نسبت به جهان ما، با این تفاوت که در آنها خانه

S

قرمز نیست،

S

بتواند رنگ آن خانه را بگوید. به نحوی شهودی، در جهان های نزدیک،

S

می تواند رنگ را معیّن کند اگر

S

، قابلیت های متعارف ادراکی را بکار گیرد.

در مقابل، باور

q

را این می گیریم که، «من یک مغز در یک خمره] = لوله آزمایشگاهی] هستم» در جایی که در ذهن این احتمال شکاکانه را می دهیم که یک مغز با یک کامپیوتر پیچیده که تجربه روزمره را شبیه سازی می کند مرتبط است. اگر کسی ادعا کند که

S

به «نه

q

» معرفت دارد، قانون حسی بودن می طلبد که اگر

q

صادق باشد

S

به «نه

q

» باور نخواهد داشت (یعنی

S

به

q

باور خواهد داشت.) این مستلزم قابلیت معرفتی بسیاری است، زیرا ما آنرا با در نظر گرفتن اینکه آیا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.